حضرت برقرار بود .
شاهرخ سلطان زنگنه در ايام سلطنت همايون « 1 » حاكم ايل كلهر و زنگنه و دينور گشته ، مدتى به اين امر مشغول بود و بعد از فوت ، شيخعلى خان برادر او به اين امر ممتاز شد و تا آخر زمان آن حضرت برقرار بود و بقيهء احوال در وقايع زمان اعليحضرت ظلّ رحمن رقمزدهء خامهء بيان خواهد شد . مشاراليه مردى است در نهايت ضبط و نسق چنانچه جماعت زنگنه و كلهر را كه شيوهء ناستودهء راهزنى و دزدى بر طبع ايشان غالب است ، به نوعى ضبط نموده كه تجّار و متردّدين و زوّار تا در محال متعلّقهء او باشند از زحمت و محارست امتعه و اموال مستغنىاند . چنانچه در وقتى استرى از تاجرى كه به بار آن زر بوده در اثناى راه به سبب غفلت آن شخص گم شده ، بعد از سه روز آن وجه را به جنس بدون آنكه دست خورده يا تصرفى شده باشد نزد مشاراليه آورده تسليم صاحب مال نموده بودند و با وجود اين ضبط و نسق در اوقات حكومت ارتكاب قتل احدى ننموده و در تمشيت امور به طريقى به غير از مسلك شرع انور نپيموده ، ديوسيرتان كلهر و زنگنه كه متقلّد به قلادهء تكلّف نگشته خليع العذار بودند ، اكنون مواظبت اوقات صلوة و مقيد حضور جماعات مىباشند ، در اداى مناسك شرع مطهّر از اداى حج و عمره و اخراج زكات و قيام به واجبات و مستحبات دقيقهاى نامرعى نمىگذارند . چون خامهء نكته طراز سالك طريق اجمال است و مركوز خاطر آن بود كه احوال امرا و بيگلربيگيان معتبر زبانزد خامه گشته متعرض شرح حال امراى جزو كه نگارش احوال [ گ 151 آ ] هريك موجب طول كلام است نگردد ، چون بعضى از امرا با وجود آنكه بيگلربيگى هستند به علت اشتهار و تحلّى به اوصاف جميله در پايهء آن بودند كه اسم ايشان در تلو بيگلربيگيان مذكور گردد ، لهذا متعرّض مجملى از احوال ايشان شد .
هامش
( 1 ) . متن : هميون