تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
تا آخر ايام سلطنت آن حضرت حاكم الكاى سيستان بود ؛ مردى بود متصف به صفت استعداد و قابليت ، اشعار مرغوبه دارد ، اين رباعى از اوست . رباعى
از آتش هجران تو اى عهد شكن * در ديده نگاه و بر لبم سوخت سخن تا گريهء من صرف كجا خواهد شد * سرگردانم چو ابر گم كرده چمن
كلبعلى بيگ دواتدار قاجار از ايام سلطنت آن حضرت به رتبهء ايالت دارالارشاد اردبيل كه به ضبط وزرا مقرّر بود سرافراز گشته ، مدتى به ايالت آنجا قيام داشت و بعد از رحلت از اين سراچهء غرور ، نظر على خان سوكلن ذو القدر به جاى او منصوب گرديده ، تا آخر زمان آن حضرت برقرار بود . سارو خان طالش از مبدأ جلوس همايون « 1 » تا آخر ايام آن حضرت حاكم آستارا و طالش بود و چنانچه سبق ذكر يافت ، امر مصالحه با روميان به حسن سعى او صورت يافت . مردى بود به عقل و تدبير و اصابت رأى مشهور و معروف تا آخر ايام آن حضرت بدين امر اشتغال داشت و در ثانى الحال او را ترقّيات چنانچه مذكور مىگردد روى نمود . آقا خان مقدم از جماعت ايل مقدم است در زمان نوّاب گيتى ستانى ايل مقدم از نازل پايهء رعيتى به رتبهء سپاهيگرى ترقى نموده از اخراجات ديوانى و چوپان بيگى معاف گشته الكاى مراغه در وجه ايشان مقرّر شده ، آقا خان [ گ 150 ب ] در ايام دولت در محاربات كه با مخالفان روى نموده در هر واقعه از واقعات زايد بر اقران و امثال آثار جرأت و جسارت به ظهور رسانيد و بدين جهت در خدمت نوّاب خاقان رضوان مكان معزّز و محترم مىبود و بعد از انتقال به سراى عقبى غازى سلطان ولد او به لقب آقا خانى ثانى ملقّب گشته به جاى والد منصوب گشت و تا آخر زمان آن
هامش
( 1 ) . متن : هميون