مشغول حال خود گرديدند .
ذكر رفتن كستنديل خان نوبت ثانى به گرجستان
كستنديل خان بعد از ورود [ به ] دار الارشاد اردبيل فوجى از مردم آن حدود را فراهم آورده به اتفاق امرايى كه به رفاقت او مأمور بودند روانهء گرجستان گرديد ، چون نوّاب گيتى ستانى الكاى گرجستانى را بنابر آنكه مىدانست كه فيما بين ايشان سازگارى نمىشود ، به مشار اليه شفقت نفرموده ، حكم استمالت به اسم از ناوران گرجى و مخدّرات استار آن سلسله صادر گشت و حسين بيگ جارچى به رسانيدن حكم مزبور مأمور شد و حقيقت اين معنى با كستنديل خان اعلام شد . مشاراليه چون از بادهء غرور و پندار مست بود ، بدون فرمان واجب الاذعان به اتفاق شاه مير خان حاكم شكى و امرا متوجه شده بر اكثر محالّ گرجستان استيلا يافت و در ثانى الحال كه حكم استمالت به اسم از ناوران وارد شده واقف گشتند كه حركات كستنديل خان مقرون به رضاى همايون « 1 » نيست ، همگى جمعيت نموده مهم به مقاتله انجاميد و بعد از آنكه كستنديل صورت فتح در آيينهء اقبال ملاحظه نمود به حركت حالى كه در روز قتال بنفسه كرد مقتول گرديده ، گرجيان غالب آمدند .
ذكر آمدن چغال اوغلى و محاربه نمودن و منهزم گشتن او
سنان پاشاى مشهور به چغال اوغلى بعد از فرار به صحراى موش آباد پيوسته در فكر جبران نقصان مىبود و در اين وقت با سپاهى گران كه محاسب و هم از تعداد آن عاجز آمد از راه ييلاق به سلماس آمده ، نوّاب گيتى ستان نيز از راه چورس به خوى آمده مستعدّ جدال و قتال گشتند و اللّه ويردى خان بيگلربيگى فارس را به سردارى تعيين نموده با امراى عظام و عساكر نصرت فرجام به دفع آن گروه نامزد ساختند و در حدود سيس كه شش فرسخى تبريز است تلاقى [ گ 72 ب ] فريقين روى نمود ، حربى عظيم كه ناسخ حروب سلاطين ماضيه بوده باشد اتفاق افتاد و به الطاف الهى نسيم فتح و نصرت بر پرچم علم جهانگشاى نوّاب گيتى ستانى وزيده سپاه روميان
هامش
( 1 ) . متن : هميون