عبد اللّه خان آن سخن را به سمع اصغا نموده روان شد . [ گ 48 آ ]
توجه موكب همايون به خراسان و به قتل رسيدن مرشد قلى خان
نوّاب گيتىستانى حكومت قزوين را به محمد شريف خان نوادهء حسن بيگ قورچى تير و كمان تفويض فرموده از راه ييلاق لار متوجه خراسان شدند و ملوك نور و كجور و لاريجان در آن مكان اجراى « 1 » بندگى نمودند و در ييلاق لار نوّاب گيتى ستانى را فرزندى به وجود آمده ، موسوم به سلطان حسين ميرزا شد ، اما در اندك زمانى وديعت حيات را به متقاضى اجل سپرد .
و بعد از ورود موكب مسعود به شاهرود بسطام به علت سوء اعمال مرشد قلى خان او را به جزاى اعمال ناهنجار رسانيد و امت بيگ و قرا حسن قورچى تير و كمان و اللّه ويردى بيگ زرگرباشى و محمدى بيگ ولد اسلمش بيگ به اين امر اقدام نموده ، مرتبهء ايالت و امارت يافتند و ابراهيم بيگ برادر مرشد قلى خان از حكومت مشهد معزول گشته ، امت بيگ در عوض به آن خدمت مقرر گرديد و محمد خان تركمان نيز كه منشأ قضيهء تكلو و تركمان بود در آن چند روز به قتل رسيد و بدر خان افشار ، كه منصب قورچى باشى گرى داشت ، بيگلربيگى استرآباد شد . دولتخان افشار قورچى باشى و بكتاش بيگ ولدان حاكم كرمان گرديدند و رايات منصور متوجه مشهد مقدس شد . بوداق خان چگنى به منصب للگى سلطان حسين ميرزا سرافراز شد و حكومت مشهد نامزد او شد و الكاى خبوشان و تيولات سابق باز به اولاد او عنايت شد و سلطان على خليفه [ شاملو ] « 2 » حاكم قاين و سلمان خليفه [ تركمان ] « 3 » داماد مرشد قلى خان معزول گرديدند و بوداق خان به علت قرابت مرشد قلى خان از وقوع اين امر متوهم شده ، شاهزاده را برداشته روانهء خبوشان شد . آقايان ذو القدر از مشهد فرار نمودند و يعقوب خان متعاقب ايشان روانهء شيراز شد و بكتاش خان آقايان ذو القدر را كه سركردهء ايشان حمزه بيگ چامشلو بود گرفته و [ به ]
هامش
( 1 ) . اصل : اجرا
( 2 ) . از روى عالم آراى عباسى ص 403 تكميل گرديد .
( 3 ) . از روى عالم آراى عباسى ص 403 تكميل گرديد .