ذكر سوانح خراسان
مرشد قلى خان بعد از تصرف مشهد عريضهء اخلاص آئين به خدمت عليقلى خان در حيّز تحرير آورده چگونگى آن قضيه را اعلام نموده معروض داشت كه اگر در خدمت نوّاب گيتىستان ايشان را حركتى واقع شود تمامت خراسان به تصرف درمىآيد و عريضه را مصحوب برادر خود فرستاد و از باب [ گ 44 ب ] فساد ، اين حركت را كه بى اذن او وقوع يافته بود به اقبح وجهى به عليقلى خان خاطرنشان كرده درصدد آن درآمدند كه او را از مرشد قلى خان آزرده خاطر سازند .
مرشد قلى خان از استماع اين خبر سوباى روانهء هرات گرديد كه رفع آن كدورت نمايد . روزى در حمام يكى از شاملويان به قصد قتل او با تيغ كشيده داخل شده دلاكى را كه به مرشد قلى خان شباهت داشت مقتول ساخته بيرون آمد و مرشد قلى خان ازين معنى نهايت توهم نموده ، به منزل آمد . هرچند عليقلى خان به منزل او رفته عذر از اين حركت خواست اما مفيد نيفتاد و انتهاز فرصت نموده استعارهء سرعت سير ، از صبا و شمال نموده روانه مشهد شد و بهانه طلبان در صدد فساد درآمدند و عليقلى خان را به تنبيه او اغوا نمودند ؛ و عليقلى خان به اتفاق نوّاب گيتى ستان و لشكر آراسته از هرات بيرون آمده در ترشيز رحل اقامت انداخت .
مرشد قلى خان نيز با سپاه روانه شده پيوسته همت مقصور بر آن داشت كه به اصلاح مصلحين آن مقدمهء رفع شده باهم سازگارى نمايند . چون قضاى الهى بر آن جريان يافته كه آن امر نه بر وجه صلح سرانجام يابد قضيه به قتال انجاميد و مرشد قلى خان غالب آمده عليقلى خان راه فرار پيش گرفت و مرشد قلى خان نوّاب گيتى ستانى را به دست آورده مقتضى المرام روانهء مشهد شد .
قضاياى آذربايجان
در سنهء تخاقوى ئيل سنهء نهصد و نود و سه نوّاب جهانبانى به عيش و طرب مشغول بود و از بوستان وصل ، شيطان نام ، پسرى آهنگر عليقلى خان فتح اوغلى او را از اصفهان آورده و در كمال حسن و جمال بود و شاهقلى بيگ عربا اوغلى در وصف او گفته