يا در ستايش ممدوح خويش گفته :
كى و جعفرى است كه يك قطره تّش * از هفت بر كى و جعفر نكوتر است
يا :
اى كه مردان عجم پيشت چو طفلان عرب * طوق در حلقند و نامت تاج مفخر ساختند
ناخن از معن و جعفر كم نكردى فضل از آنك * فضلهء هر ناخنت را معن و جعفر ساختند
و خود را چنين وصف كرده :
جعفر صادق به قول ، جعفر برمك به جود * با هنر هاشمى ، با كرم برمكى
يا :
جام كيان به دست شد زمزم مكيان شده * برمكيان ز كوه چين گنج عطاى شاه را
و در ستايش زين الدين دستور عراق سروده :
آصف حاتم سخا احنف سحبان بيان * يحيى خالدعطا ، جعفر هارونشعار « 1 »
و انورى آورده :
و آنكه تعيين پايهء قدرش * زآفرينش بود فراز ترك
كرده تاريخ رسم او منسوخ * سمر و رسم دودهء برمك
يا در مذمت شعر و شاعرى گفته :
كار خالد جز به جعفر كى شود هرگز تمام * زان يكى جولاهگى داند يكى برزيگرى
و در شكايت از روزگار :
هامش
( 1 ) . ديوان ، به ترتيب صفحات 24 ، 41 ، 83 ، 702 ، 513 ، 124 .