يك طواف درش از قول رسول قرشى * تا به هفتاد حج نافله يكسان باشد
45
يكى از هژبران رستمپناه * سرش را رسانيد نزديك شاه
53
يكى قطره باران ز ابرى چكيد * خجل شد چو پهناى دريا بديد
185
يكى كرده با بحر عمّان ستيز * يكى خالى از آب بر خاك ريز
91
مصراعها
باد صرصر كى تواند كند بنياد جبال
308
با دلى پرشوق و جانى پرغرام
149
به ملك عراق از خراسان شتافت
141
بىگنه محمود گاوان شد شهيد
317
چنين كنند بزرگان چو كرد بايد كار
267
راه حق اين است نتوانم نهفتن راه راست
43
سايهاى بر فرق بىدلان انداخت
317
سلطنتگر همه يك لحظه بود مغتنم است
296
غوغا بود دو پادشه اندر ولايتى
232
گسترانيدش على وفق المراد
152
هوا شد درم ريز و گوهرفشان
73