دولتى كه بقول پرفسور زارّه « 1 » دو آقاى دنياى قديم بودند يكى امپراطورى روم و ديگرى شاهنشاهى ايران در اين ممالك زمينهاى براى فتوحات مسلمين تهيه شده بود زيرا هر دو دولت در حال انحطاط بودند و بواسطهء جنگهاى متواتر متمادى با يكديگر رمقى نداشتند از طرف ديگر اعراب مردمانى بودند تازهنفس و معتاد به سختيها و مشقتهاى زندگانى كوير عربستان و صحراگردى و با صرفنظر از اين خصوصيات به تازگى داراى مذهبى شده بودند كه اصول تساوى و وحدت عقيده را ما بين آنها ايجاد و از خودگذشتگى و فداكارى را باعلى درجه تشويق مينمود چه اجر كشتن و كشته شدن را بهشت برين قرار ميداد و غنائم و ذخائر بىشمارى در صورت فتح از خزانه اين دولتهاى قديم به تصرف فاتحين درمىآمد اين بود كه نهضت عرب كارى كرد كه سابقه نداشت شاهنشاهى ساسانيان واژگون و امپراطورى روم تقريبا تمام مستملكات خود را در آسيا و افريقا فاقد گرديد ( اگر مسلمين داراى بحريهء قوى بودند دولت روم هم منقرض ميگرديد ) و مسلمين دولتى تشكيل دادند كه از پشت ديوار چين تا جبل طارق وسعت آن بود در اينجا به خودى خود مسئله مطرح مىشود ايران آن زمان در چه حالى بود ؟ در دو كلمه ميتوان آن را توصيف كرد ايران اين زمان درست فاقد تمام چيزهائى بود كه مزاياى مسلمين محسوب ميشد زيرا آنچه در ايران آن زمان ديده مىشود اين است :
1 ) هرجومرج عقايد و افكار بواسطه تشتتات مذهبى ( مذهب زرتشت با فرق مختلفه آن مثل زروانيان و گيومرثيان و غيره - مذهب مانى - مذهب مزدك - مذهب عيسوى - مذهب بودائى - چنان كه از فصل دوم اين باب معلوم خواهد شد )
2 ) هرجومرج سياسى و نفوذ فوق العاده نجبا و روحانيين و فقدان شاه عاقل و
هامش
( 1 ) -Fr . Sarre . L'art de la Perse Aneienne .