طبيعى ايران ساسانى از طرف غرب و شمال و غرب رود فرات و درياى سياه و جبال قفقاز بود اين مسئله را شاهان سابق ساسانى خوب دريافته بودند چنان كه عمليات آنها شاهد اين مدعى است تاخت و تاز آنها تا انطاكيه و آسياى صغير شرقى براى آوردن غنايم و تضعيف روم بود نه براى تسخير ممالك مذكوره مسئلهء كه در نظر آنها نهايت اهميت را داشت تصرف ارمنستان و بين النهرين و قفقازيه بود يعنى داشتن سنگرهائى در مقابل امپراطورى روم و مردمان قوى و وحشى آن طرف جبال قفقاز كه غالبا به تحريك روم و گاهى از پيش خود بحدود ايران تجاوز ميكردند خسرو پرويز بواسطه غرور و خودپسندى نخواست اين نكات را درك كند و قواى خود را بيهوده در جاهائى صرف كرد كه حفظ آنها براى ايران آن روزى بواسطه فقدان بحريه قوى مشكل بود و به اين نتيجه رسيد كه وقتى كه هرقل از طرف شمال به طرف ايران حملهور شد قشون ورزيده سابق بواسطه جنگهاى متمادى از ميان رفته و سرداران نامى او يكى بواسطهء حقناشناسى خسرو از غصه مرده و ديگرى آزرده خاطر و دلسرد شده بود باز بايد پافشارى لشگر ايران را در دستگرد قدردانى كرد كه با وجود فرار خسروپرويز مقاومت كرده هرقل را از تسخير تيسفون منصرف نمود كلية خسروپرويز شاهى بوده است خودپسند - ستمكار - شهوتران و حقناشناس سلطنت او تماما بجنگ گذشت و جنگهاى او نه فقط چيزى بايران نداد بلكه آن را بىاندازه ضعيف نموده با سرعت تعجب آورى به طرف انحطاط برد در واقع امر از حيث جهات ظاهرى خسرو پرويز بانى انحطاط ايران آن زمان و باعث انقراض ساسانيان است .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2810
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص٢٨١٠