ارمنستان رسيد . او در دولت پارس ( يعنى دولت ايران ) مقام دوّم را دارا بود ( زيرا پادشاه ارمنستان مقام دوّم را داشت ) « 1 » اگرچه اين خبر فورا به او رسيد ، ولى نتوانست تدارك جنگى را بيند . بنابراين او با اندوهى عميق بمملكتش برگشت ، بىاينكه توانسته باشد ، چارهاى براى جلوگيرى اينواقعه انديشد . در ابتداى سال بعد ، خسرو پادشاه ارمنستان قوائى جمع كرد ، آگوانك « 2 » محل اجتماع سپاهيان بود و گرجيها دربند و تنگآلان را باز كردند ( تنگ آلان را امروز تنگ داريال گويند و اين اسم ايرانى است . داريال بايد مخفّف درّه آلان باشد .
تبصره ويكتور لانگلوا ، مجموعه مورّخين قديم و جديد ارمنستان ، جلد اوّل ، صفحه 115 . م . ) و هونها از اينجا براى حمله بپارس ( يعنى بايران ) خارج گشتند . خسرو مملكت آسور را ، تا دروازههاى ديسپون ( تيسفون ) غارت كرده و با آهن و آتش شهرها و دهات را معدوم ساخته اهالى را كشت . او فكرى جز خراب كردن نداشت ، شهرها را از بيخوبن برميافكند و ميخواست قوانين دولت پارس را هم تغيير دهد . او قسم ياد كرده بود ، كه انتقامنژاد اشكانى را از اين جهت ، كه آن را از اين مملكت محروم داشتهاند ، بكشد . خسرو بعدّه سپاهيان خود و شجاعت آنها اعتمادى زياد داشت و از فرط غضب و كينهخواهى مانند آتش برافروخته بود . در اطراف او سوارهاى زيادى جمع شدند ، تا انتقام خون اردوان را بكشند . خسرو مغموم بود ، از اينكه پارسيها خويش او را رها كرده در تحت تسلّط استخر درآمدهاند . او سفرائى نزد خويشاوندان خود فرستاد ، كه با اهالى شجاع و سربازان سلحشور كوشان و آنطرف اين صفحه جمع شوند ( در اينجا صفحه كوشان ، نظر بنوشتههاى موسىخورن بند 13 ، كتاب اوّل ، بايد مساكن اصلى اشكانيان باشد ) ، ولى آنها دعوت خسرو را نپذيرفتند ، زيرا به اردشير بيعت كرده بودند و ترجيح ميدادند تبعه او باشند ، تا تبعه خويشاوندانشان . باوجود
هامش
( 1 ) - هلالين جزء متن است .
( 2 ) -Agouanks .