كردند و جشنها گرفتند و نذرهائى ، كه به آتشكدهها كرده بود ، بجا آورد .
بعد قشونى جمع كرده داخل ارمنستان شد ، اسراى زياد از پير و برنا و دختران برگرفت و اسبهاى زياد بغنيمت برد . يكى از پسران خسرو را ، كه درداد ( تيرداد ) نام داشت ، آموزگارش فراراند و او بدربار امپراطور يونانيان رفت ، اما شاه پارس ارمنستان را تصرّف كرد و آن را باسم خود ناميد . بعد قشون يونان را شكست داده تا سرحدّ راند و خندقهائى كند ، تا حدّ معلوم باشد و اينجا را ، كه سابقا اجدز « 1 » ميناميدند ، دروازه خندق ناميد . پس از آن باقى اهالى را با خود برداشته برد . در اين احوال تيرداد نزد كنتلىگيانس « 2 » ( لىسىنيوس ) رفت و معاش و تربيتش را كنت مذكور متكفل شد .
بعد آگاتانژ شرح مبسوطى راجع به ترداد ( تيرداد ) پسر خسرو و اينكه ، چگونه بسلطنت ارمنستان رسيد و چه كارهاى نامى كرد مينويسد ، ولى چون خارج از موضوعى است ، كه در اين كتاب دنبال ميكنيم و ، اگر چيزهائى هم بايران راجع باشد ، بدوره ساسانى مربوط است ، عجالة ميگذريم .
قطعهاى كه به آگاتانژ نسبت ميدهند
سبهاوس « 3 » ، كه اسقف « 4 » مامىگونىهاى « 5 » ارمنستان بود ، در كتاب خودش موسوم به « امپراطورى هراكليوس » قسمتى را به آگاتانژ نسبت ميدهد . چون اين قسمت شامل تاريخ ارمنستان از ابتداء تا شخصى باب نام است ، كه 63 سال پس از مرگ تيرداد پادشاه ارمنستان درگذشته و ، چون آگاتانژ منشى تيرداد بوده و تاريخ وقايع زمان او را نوشته ، از اينجا معلوم است ، كه نويسنده اين قسمت آگاتانژ نبوده و از راه اشتباه قسمت مزبور را به او نسبت ميدهند . باوجود اين چون اين قسمت داراى اطلاعاتى است ، كه در كتاب موسىخورن از قول ماراپاس كاتينا نوشته نشده است ، جائى از آن ، كه به پارتيها و اشكانيان راجع است ، ذكر مىشود :
هامش
( 1 ) -Ojdz .( 2 ) -Comte Ligianes( كنت لقب است ) .
( 3 ) -Sebeos .( 4 ) -Eveque .( 5 ) -Mamigoniens .