نيز ميناميدند « 1 » . حالا اين تنگ را داريال نامند و در راهى است ، كه از آنطرف كوههاى قفقاز بتفليس ميآيد . م . ) . آنها در تحت رياست وناسب مرهاب بودند .
از رودكور ( كوروش ) عبور كرده در اينجا جمع شدند ، واگارش با سپاهى زياد باستقبال آنها شتافته اردوى آنها را پر از نقش كشتگان كرد و آنها را تا تنگ جر تعقيب كرده از آن گذشت .
اگرچه ارامنه شجاع اينجا هم فاتح گشتند ، ولى واگارش از دست تيراندازان ماهر زخمى برداشته درگذشت . او 21 سال سلطنت كرد . پس از او پسرش خسرو بتخت نشست ، اين زمان سال سوّم سلطنت اردوان شاه پارسيها ( ايرانيها ) بود . بعد او فورا از كوه بزرگ قفقاز گذشت ، تا انتقام پدرش را بكشد ، با شمشير و نيزه اهالى را تعقيب كرد ، صد يك چيزهاى مفيد را برگرفت و كتيبهاى به زبان يونانى در اينجا نويساند ، تا معلوم باشد ، كه اين صفحه در تحت اطاعت روميها است .
در خاتمه موسىخورن گويد ( كتاب 2 ، بند 66 ) ، كه اين وقايع را پارتادزن ( باردسن ) حكايت كرده و او را در ادس ( اورفا ) در زمان آنتونن اخرى « 2 » وقت خوش بود .
آگاتانژ « 3 »
در باب اين مورّخ بصفحه 96 اين تأليف رجوع شود .
آگاتانژ منشى درتاد « 4 » ( تيرداد دوّم ) پادشاه ارمنستان بود و از وقايعى صحبت ميدارد ، كه از 226 تا 330 م . رويداده . مفاد نوشتههاى او راجع بانقراض دولت اشكانى چنين است :
فصل اوّل - وقتى كه دولت پارت رو بانقراض ميرفت ، اردشير پسر ساسان والى سدهر ( استخر ) اردوان پسر واگارش ( بلاش ) را كشت و سلطنت را از او ربود .
بعد او سپاه پارس را ، كه از پارتيها برگشته بودند ، به طرف خود جلب كرد و اين سپاه اردشير پسر ساسان را باتفاق آراء شاه خود دانست . اين خبر به خسرو پادشاه
هامش
( 1 ) - پروكوپ ، جنگ گتها ، فصل 4 ، بند 3 .
( 2 ) - هفت نفر از قياصره روم را آنتونن نامند و آنها از 96 تا 192 م . سلطنت كردند .
( 3 ) -Agathange .( 4 ) -Dertade .