تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1746

مساهمون:

ص١٧٤٦

كنگاش بر ضدّ اسكندر

كنت‌كورث گويد ( كتاب 8 ، بند 6 ) : عادت مقدونيها چنين بود ، كه وقتى كه اطفالشان بحدّ بلوغ ميرسيدند ، آنها را بقصر پادشاه ميفرستادند ، تا در آنجا خدمت كنند و خدمات آنان با كارهاى خدمه تفاوت زيادى نداشت . اينها بنوبت پشت اطاق پادشاه كشيك ميدادند و ، از درى كه بىقراول بود ، زنان غيرعقدى پادشاه را باطاق او داخل ميكردند . اينها اسب پادشاه را از دست مهتر گرفته نزد او ميآوردند ، تا سوار شود . در موقع شكار و جنگ با پادشاه بودند . از مزاياى آنها از جمله اين بود ، كه در سر ميز پادشاه غذا صرف ميكردند و فقط او حقّ تنبيه آنان را با شلّاق داشت . اينها تخم‌دان ( خزانه ) سرداران و صاحب‌منصبان بودند . نوجوانى هرمولائوس « 1 » نام از خانوادهء نجيبى جزو اين دسته بود و روزى چنين اتّفاق افتاد ، كه او گرازى را مجروح ساخت ، و حال آنكه اسكندر ميخواست آن را شكار كند . بر اثر اين قضيّه پادشاه مقدونى در خشم شده امر كرد ، او را چوب زدند . جوان مزبور از اين توهين متأثر شد و بعد نزد سوسترات « 2 » نامى ، كه عاشق او بود ، رفته سخت از اسكندر بناليد و تن خود را به او نشان داد . وقتى كه سوسترات تن معشوق خود را مجروح ديد ، كينه‌اى ، كه از پيش نسبت به اسكندر ميورزيد ، مشتعل گرديد و از وضع جوان استفاده كرده با او هم‌قسم شد ، كه اسكندر را بكشند . پس از آن درصدد يافتن رفقائى شدند و به زودى چند نفر را با خود همراه كردند . اسامى اينها را چنين نوشته‌اند : نيكوسترات « 3 » ، آن‌تىپاتر « 4 » آس‌كله‌پيودور « 5 » ، فيلوتاس « 6 » آن‌تيكلس « 7 » ، الاپ‌تونيوس « 8 » ، اپىمه‌نس « 9 » . اجراى كنگاش مشكل نبود ، زيرا تمامى آنها از اشخاصى بودند ، كه در خيمه كشيك ميدادند و فقط لازم بود ، كه شبى همه باهم كشيك دهند و براى رسيدن به اين مقصود در مدّت 32 روز انتظار بردند . پس از اينكه شب معهود دررسيد ، تمام كنگاشيان با شعف منتظر موقع شدند ، بخصوص كه نهايت
هامش
( 1 ) -Hermolaus .( 2 ) -Sostrate .( 3 ) -Nicostrate .( 4 ) -Antipater .( 5 ) -Asclepiodore .( 6 ) -Philotas .( 7 ) -Anticles .( 8 ) -Elaptonius .( 9 ) -Epimenes .