تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1599

مساهمون:

ص١٥٩٩
را براى بشر آفريده ، كه خشيارشا را شاه كرده ، يگانه شاهى را از بسيارى ، يگانه فرماندارى را از بسيارى . بند 2 - منم خشيارشا ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه ممالكى كه از نژادهاى بسيار مسكون است ، شاه اين زمين بزرگ پهناور ، پسر داريوش شاه هخامنشى . بند 3 - خشيارشا شاه بزرگ گويد : پدر من داريوش است ، پدر داريوش وشتاسپ نام بود ، پدر وشتاسپ ارشام نام و وشتاسپ و ارشام هر دو زنده بودند ، وقتى كه هرمز بارادهء خود پدرم داريوش را بر اين زمين شاه كرد . وقتى كه داريوش شاه شد ، چيزهاى بسيار فرثر « 1 » كرد . بند 4 - خشيارشا شاه بزرگ گويد : داريوش پسران ديگر داشت . بارادهء اهورمزد پدر من داريوش پس از خودش مرا بزرگترين كرد . وقتى كه پدر من داريوش از تخت رفت ، بارادهء اهورمزد من بر گاه ( تخت ) پدر شاه شدم . وقتى كه من شاه شدم ، چيزهاى بسيار فرثر كردم . آنچه پدرم كرد و نيز آنچه من كردم ، چيزهاى ديگر را من افزودم و آنچه من كردم و آنچه پدرم كرد ، همه از ارادهء اهورمزد بود . بند 5 - خشيارشا شاه بزرگ گويد : مرا اهورمزد بپايد و مملكتم را نيز . آنچه من كردم و هرچه پدرم كرد ، آن را نيز اهورمزد بپايد . از اين كتيبه دو چيز صريحا مستفاد مىشود : اوّل آنكه ، وقتى كه داريوش بتخت نشسته ، پدر او و جدّش ارشام زنده بوده‌اند . در باب وشتاسپ از مورّخين يونانى ميدانستيم ، كه چنين بوده ، ولى زنده بودن ارشام جدّ داريوش مجهولى بود ، كه بواسطهء اين كتيبه معلوم گرديد . دوّم اين كتيبه صريحا مىرساند ، كه داريوش در زمان حياتش خشيارشا را وليعهد كرده و اين‌جاى كتيبه روايت هرودوت را در باب تعيين خشيارشا بولايت عهد ( صفحهء 684 ) تأييد مىكند . در خاتمه بايد گفت ، كه از كشف اين كتيبه يك لغت بر قاموس زبان پارسى قديم افزوده است و آن كلمه فرثر است ، كه عجالة معنايش را صحيحا نميدانند .
هامش
( 1 ) - معنى اين كلمه را نميدانند ، ولى از فحواى كلام چنين استنباط مىشود ، كه كارهاى خوب كرد .