دخمههاى نقش رستم است ، كه قديمتر مىباشد . فقط با اين فرق ، كه قسمت سفلاى دخمهها در نقش رستم صاف است و منظرهء صليبى را دارد ، ولى در اينجا ، اين قسمت جاى افقى وسيعى است ، كه با آستانهء درب ورود طراز است . اختلاف مزبور بسبب شيب كوه است ، كه در نقش رستم تقريبا عمودى است و در تختجمشيد ملايمتر و باندازهء زاويهاى ، كه تخمينا 45 درجه مىشود . قسمت بالاى اين سطح در ديوارهاى طرفين ، كه از خود كوه است ، پيش رفته و قسمت جلو بواسطهء ديوارهاى پيشبست ، كه آنها را با سنگ ، بىهيچ ملاط يا گيرهاى ، بالا آوردهاند بپيش ممتدّ است . جبههء دخمهها از حيث حجارى مانند يك قصر هخامنشى است :
سقف رواق روى ستونها قرار دارد و درى ، كه در عقب رواق بايد باشد ، ميان خود ستونها واقع است . بر خلاف دخمههاى نقش رستم اينجا روى اسبر ( مجموعهء طرّه و كتيبه « 1 » ) صفى از شيرها نقش شده و چارچوب در به گل و بوتههائى مزيّن است ، كه گلهاى اسفدل « 2 » درب مشهور ارختئوم « 3 » آتن را بخاطر ميآورد .
بالاى سقف رواق ، گاث ( گاه يا تخت ) ديده مىشود ، كه روى دست نمايندگان اقوام مختلف ممالك قرار گرفته و روى آن شاه ، كه كمانى بدست دارد ، جلو آتشدان ايستاده بعبادت مشغول است و در آسمان رمز اهورمزد ( فروهر ) و هلال ظاهر است . در داخل دخمهء جنوبى دالانى است ، كه سه كتهء تودار دارد و هريك را براى دو گور ساختهاند ، لكن دخمهء شمالى بيش از يك اطاق نامنظّم ندارد و دو اطاق يك كته تودار بزرگ براى دو گور ساختهاند . شكّى نيست ، كه دخمههاى نقش رستم متعلّق به چهار شاه اوّلى از شاخه وشتاسپ دودمان هخامنشى است و دخمههاى تختجمشيد ، كه سوّمين آنها در جنوب شهر ناتمام مانده ، متعلّق بسه شاه آخرى همان شاخه و دودمان ( اخيرا اين عقيده قوّت يافته ، كه چهار نفر از شاهان هخامنشى در نقش رستم مدفون بودند و هفت نفر ديگر در تختجمشيد . م . ) .
ب - آثار شهر
اين شهر ، كه نامش پارس بوده ( بيونانى پرسپليس ) در مدّت بالنّسبه كوتاهى
هامش
( 1 ) -La corniche .( 2 ) -Asphodele( گلى است از نوع ياس ) .
( 3 ) -Erechtheum .