حال كنونى خرابهها
« خرابههاى شهر پارس « 1 » مركب است از خود صفّه تختجمشيد و بقاياى شهرى ، كه سابقا صفّه را احاطه داشته .
الف - صفّه « 2 »
صفّه و حصار
صفّه از طرف مشرق پشت بدامنهء كوه رحمت داده . دو سيلگاه كوچك ، كه از كوه بيرون ميآيد ، از طرف شمال و جنوب صفّه را احاطه دارد . قسمت عمدهء ضلع غربى بر جلگهء مرودشت مشرف و سطح صفّه به شكل مربع مستطيل است ، ولى اضلاع آن بجاى خطوط راست خطوط شكسته است . طول بزرگترين ضلع آن قريب 450 مطر و منتهاى عرض آن اندكى كمتر از 300 مطر است .
شكل اضلاع شكسته « 3 » نوع كهنى است از استحكامات خوزيانى و هخامنشى ، كه از ديرزمانى در بابل و آسور متداول و معمول بوده . پس سطح صفّه قريب 130 هزار مطر مربّع است . بلندى در همهجا يكسان نيست . بلندترين قسمتهاى آن به 18 مطر ميرسد و اقل ارتفاع به 8 مطر . اين اختلاف ناشى از وضع طبيعى كوهستان است و معماران با كمال مهارت از آن استفاده كرده ، جاهاى برجسته را بريده ، فرورفتگىها را با موادّ بىفايده انباشتهاند . سه جهت صفّه در خود كوه تراشيده شده ، ليكن قسمت اعظم آن از سنگهاى جسيمى است ، كه از سنگستان روى خود صفّه استخراج كردهاند و بدون ملاط بوسيله گيرههاى آهن دم چلچلهاى « 4 » با يكديگر پيوند يافته . خود صفّه ، چنان كه از كتيبه جبهه « 5 » جنوبى برميآيد ، كار داريوش اوّل است . سطحها و بلندىهاى مختلف داراى يك نوع آب دررو زيرزمينى است ، كه در سنگ كنده شده . در پاى كوه چاه عظيمى است ، امّا يكسره از خاك و آوار پر شده و از حيث شكل و طرز كار ، شبيه چاه معروفى است ، كه روى كوهستان شيراز است . راه آبى را هم ميتوان بدست آورد ، كه در سنگ كنده شده و از دره استخر ، كه نزديك اين محلّ است ، شروع
هامش
( 1 ) - نويسندهء كتاب از اشخاصى است ، كه عقيده دارد اسم تختجمشيد در عهد قديم ( پارس ) بوده .
( 2 ) -Terrasse .( 3 ) -Encremaillere .( 4 ) -a queue d'Aronde .( 5 ) -la facade .