تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1548

مساهمون:

ص١٥٤٨
گشته . از اين زبان مشترك ، كه در نزد اهل فن معروف به زبان آريانى پيشين است « 1 » ، هيچگونه آثارى نيست ، زيرا آريانها آن زبان را تقريبا در حدود سه يا چهار هزار سال ق . م حرف ميزدند ( بصفحهء 154 رجوع شود ) و از اين زمان كتابتى بدست نيامده . كتاب مقدّس هنديها ريگ‌وداوودا تقريبا از قرن 14 تا 8 ق . م است . راجع بآوستا ، چنان كه بالاتر گفته شد ، مسئله مجهول است و نميتوان زمان انشاء آن را محقّقا معلوم كرد ، امّا قديمترين كتابت زبان پارسى قديم را بايد كتيبه‌هاى كوروش بزرگ دانست ، ولى كتيبه‌هاى بزرگ مربوط به داريوش اوّل مىباشد ، زيرا كتيبه‌هاى اين شاه است ، كه چهارصد و اندى لغت پارسى قديم را شناسانده و نيز بواسطهء كتيبه‌هاى مفصّل داريوش علماء فن توانسته‌اند فرهنگ و نحو و صرف زبان پارسى قديم را بنويسند . راست است ، كه بعد از داريوش خشيارشا و شاهان ديگر هخامنشى هم كتيبه‌هائى نويسانده‌اند ، ولى اوّلا كتيبه‌هاى آنان به قدر كتيبه‌هاى داريوش اوّل مفصّل نيست و ديگر لغاتى ، كه آنها استعمال كرده‌اند ، همان است ، كه در كتيبه‌هاى شاه مزبور ديده مىشود . پس از كتيبه‌هاى شاهان هخامنشى منبع ديگرى هم براى آشنا شدن با لغات پارسى قديم هست ، ولى در اهميّت بدرجه منبع اوّلى نميرسد ، توضيح آنكه مورّخين يونانى بعض اسامى خاص را طورى ضبط كرده‌اند ، كه خيلى كم تصحيف شده و با در نظر گرفتن اين نكته ، كه يونانيها اواخر كلمات پارسى قديم را چگونه تغيير ميدادند و كدام حرف پارسى بكدام حرف يونانى تبديل مىيافت ، به آسانى ميتوان پى برد ، كه اين اسامى بپارسى قديم چه بوده و ، چون اسامى خاص در بعض موارد تركيبى است ، يعنى يك اسم عام با اسمى ديگر يا با فعل و يا صفتى تركيب شده ، از اين نوع اسامى هم لغاتى بدست ميآيد ، مثلا اسم سردار پارسى را ، كه در جنگ گرانيك با اسكندر نبرد كرد ، بعض مورّخين يونانى سپيت‌راداتس « 2 » نوشته‌اند و ، چون يونانىها ( ث ) پارسى قديم را در همه‌جا با ( تتاى ) الف‌باى خود تطبيق كرده و اسم مزبور را هم با
هامش
( 1 ) -Proarienne .( 2 ) -Spithradates( تتاى يونانى را اروپائيهاى كنونى باthمىنويسند ) .