پنج راه بشوش ، بابل ، رى ، گنزك و آذربايجان كنونى . 3 - از شوش سه راه ببابل و همدان و تختجمشيد . شعبههائى هم از بعض اين راهها تا اصفهان و بندر ديلمان در ساحل خليجپارس امتداد داشت . 4 - از رى ( رگ ) پنج راه به آذربايجان ، همدان ، شهر صددروازه ( در جنوبغربى دامغان ) ، مازندران و پرىتكان . 5 - از ولايت دامغان ( كومش ) سه راه به استرآباد ( زادراكرت ) ، رى و خراسان . 6 - از باختر سه راه بدامغان و سند و سغد ( سغد هم با سيحون و ماوراء آن و با استراباد ارتباط مىيافت ) . 7 - از كرمان پنج راه بتختجمشيد ، پاسارگاد ، هرمز ، پتاله ( برود سند ) و باختر .
دولت هخامنشى علاوه بر اينكه اهميّت زياد براهها ميداد ، در دفعهء اولى چاپارخانههائى تأسيس كرد . هرودوت گويد ، كه واحد مقياس راهها پرسنگ است و بمسافت هر چهار پرسنگ منزلى تهيه شده موسوم به ايستگاه . در اين منازل ميهمانخانههاى خوب بنا و داير گرديده . در سرحد ايالات و نيز در آنجائى ، كه ايالت بابل بكوير منتهى مىشود ، قلعههائى ساختهاند ، كه ساخلو دارد . در منازل اسبهاى تندرو تدارك شده ، به اين ترتيب ، كه چابكسوارها نوشتههاى دولتى را از مركز تا نزديكترين چاپارخانه برده بچاپارى ، كه حاضر است ، مىرساند و او فورا حركت كرده بچاپارخانهء دوّم ميبرد و باز تسليم چاپارى مىكند . بدين منوال شبوروز چاپارها در حركتاند و اوامر مركز را بايالات ميرسانند ( كتاب 8 ، بند 98 ) . راجع بسرعت حركت چاپارها مورّخ مذكور گويد ، كه نميتوان تصوّر كرد جنبندهاى سريعتر حركت كند . هرودوت چاپارهاى دولتى را آگگاروى « 1 » مينامد . معنى آن معلوم نيست و بعض نويسندگان جديد عقيده دارند ، كه اين لفظ سامى است و بروم رفته و آنگاريه « 2 » شده « 3 » . كزنفون تأسيس چاپارخانهها را به كوروش بزرگ نسبت داده ( تربيت كوروش ، فصل 7 ) و گويد ، كه براى تعيين مسافت چاپارخانهها از يكديگر تجربه كردند ، كه اسب در روز چقدر مىتواند راه
هامش
( 1 ) -Aggarui .( 2 ) -Angariae .( 3 ) - تورايف ، تاريخ مشرق قديم ، ج 2 ، ص 200 .