تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1426

مساهمون:

ص١٤٢٦
كار از پارسيهاى سابق ، كه يونان را توهين كرده بودند ، بهيچوجه انتقامى نكشيد . از اين روايت چنين برميآيد ، كه اسكندر بواسطهء مستى مرتكب اين عمل نكوهيده نشده است . نطق اسكندر خطاب بسرداران خود قبل از ورود بتخت‌جمشيد نيز مؤيّد اين نظر است .

روايت كنت‌كورث

نوشته‌هاى اين مورّخ تقريبا در همان زمينه‌ها است ، كه بالاتر ذكر شده . بنابراين فقط اطّلاعاتى را ، كه او ميدهد و ديگران ذكر نكرده‌اند ، درج ميكنيم . مورّخ مذكور گويد ( تاريخ اسكندر ، كتاب 5 ، بند 5 - 7 ) : پس از اينكه اسكندر پارس را غارت و شهرهائى زياد مطيع كرد ، داخل ولايت مردها شد . اين قوم از مردمان جنگىاند و عادات و اخلاقى دارند و راى اين چيزهاى ساير مردمان پارس . آنها غارهائى در كوه مىكنند و در آنجا با عيال و اطفالشان زندگانى ميكنند . غذاى آنان از گوشت حشمشان يا حيوانات وحشى است . حتّى زنان آنان فاقد صفاتى ميباشند ، كه از خصايص زنها است ( يعنى ظرافت و لطافت ندارند ) . لباس آنان تا زانو نميرسد ، موهاى سرشان راست ايستاده و فلاخنى بر سر دارند ، كه زينت و هم اسلحهء آنها است . اين قوم هم مانند اقوام ديگر مطيع اسكندر شدند . اسكندر سى روز در خارج تخت‌جمشيد گذرانيده بعد به شهر مزبور مراجعت كرد و هداياى زياد بدوستان و رفقاى خود داد . تقريبا تمام غنائم تخت‌جمشيد تقسيم شد . پس از آن كنت‌كورث تمجيدى زياد از اسكندر كرده و صفات او را شمرده گويد : « تمام اين صفات از جهت شهوتى ، كه اسكندر بباده‌نوشى داشت ، كدر مىشد . در اين‌وقت كه رقيب او بيش از پيش مشغول جمع‌آورى قواء براى جنگ جديدى بود ، اسكندر روز روشن در ميان مردمانى ، كه تازه مطيع شده بودند ، مجالس بزم ميآراست و ضيافتها ميداد و در اين مجالس زنان هم حضور مىيافتند ، نه زنان پاكدامن بل زنهائى كه عادت كرده بودند آزادانه در ميان مردان جنگى زندگانى كنند . يكى از چنين زنان ، كه تائيس نام داشت در حال مستى به اسكندر گفت ، كه اگر او قصر شاهان پارس را آتش بزند ، يونانيها حق‌شناسى ابدى نسبت به او خواهند