تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1418

مساهمون:

ص١٤١٨
در اينوقت او در موقعى پرمخاطره واقع شد : به شهر نميتوانست داخل شود و از طرف ديگر قشون مقدونى او را سخت تعقيب ميكرد . باوجود اين وضع يأس‌آور ، آرىبرزن رشيد راضى نشد تسليم شود و از جان گذشته خود را بصفوف مقدونى زد و چندان جنگيد ، تا بالاخره خود و رفقايش شرافتمندانه به خاك افتادند . - اين است شرحى ، كه مورّخين عهد قديم نوشته‌اند : ( آريّان ، كتاب 3 ، فصل 6 - بند 4 - ديودور كتاب 17 ، بند 68 - كنت‌كورث ، كتاب 3 ، بند 3 - 4 - پولىين كتاب 4 ) . بعض اختلافات جزئى بين نوشته‌هاى آنها هست ، كه تغييرى در اصل واقعه نميدهد . مثلا عدّهء قشون آرىبرزن را بعضى 25 و برخى چهل هزار نفر نوشته‌اند و ديگر اينكه آرىبرزن هيچ منتظر نبوده ، كه اسكندر از پشت سر او درآيد و از اين جهت ناگهان از پس‌وپيش مورد حمله واقع شده ، بخصوص كه آريّان گويد ، اسكندر قراولان اوّل و دوّم را كشت و دشمن وقتى خبر يافت از اينكه محصور گشته ، كه سنگرهايش را بطلميوس گرفته بود . عدّه تلفات مقدونىها را مورّخين معيّن نكرده‌اند ، ولى مكرّر گويند ، كه عدّهء كشتگان و مجروحين زياد بود . ديودور نيز گويد در دفعهء اولى ، كه اسكندر ميخواست از دربند پارس بگذرد ، عدّه‌اى زياد از مقدونيها كشته يا مجروح شدند .

دربند پارس و معبر ترموپيل

جدال دربند پارس شباهت زياد بجدال ترموپيل دارد و وسيله‌اى ، كه خشيارشا و اسكندر بدان متوسل شدند ، نيز همان بود . رشادتى هم ، كه در ترموپيل لئونيداس اسپارتى بروز داد و در اين‌جا آرىبرزن پارسى - نيز مشابه يكديگر است ، ولى در يك‌چيز تفاوت بيّن ديده مىشود . در يونان اسامى دليران ثبت شد و در تاريخ ماند ، روى قبور آنان كتيبه‌ها نويساندند و نام آنان را تجليل كردند ، ولى در ايران ، اگر مورّخين يونانى ذكرى از اين واقعه نكرده بودند ، اصلا خبرى هم از اين فداكارى و وظيفه‌شناسى بما نميرسيد . جهت آن انقراض دولت هخامنشى و نابود شدن اسناد راجعه به اين دوره است ، و الّا ، چنان كه از ستون چهارم ، بند 18 كتيبهء بيستون ديده مىشود و نيز از ذكرى ، كه هرودوت در چند مورد كرده ( صفحهء 747 و 815 ) ، شاهان