كوچك ، بابلىها ، بهليت « 1 » ها و آنهائى ، كه در كوهستان كوسسه « 2 » سكنى دارند ، ميآمدند ( كوسسىها ، چنان كه بالاتر گفته شده ، در صفحات لر بزرگ و كوچك سكنى داشتند . اينها را كاسّو و كيسسى نيز ناميدهاند ، ولى در اين زمان مورّخين قديم آنها را كوسسى مينامند ( صفحهء 124 ) در باب اين مردم پائينتر صحبتى خواهد بود ) .
پس از آن گرتوانها « 3 » حركت ميكردند . اينها اصلا از اهالى اوبه « 4 » بشمار ميرفتند و از عقب ماديها بايران آمده بودند ، ولى در اين زمان قوميّت و اخلاق هموطنان خود را از دست داده بودند . از پس آنها سپاهيان فريگيّه و كاتااونيان « 5 » حركت ميكردند و در صفوف آخرى پارتيها ، كه اكنون در پارت مسكن دارند و از نژاد سكائى هستند ( مورّخ رومى اشتباه كرده ، پارتيها از آريانهاى ايرانى بودند . م . ) .
جناح راست مركب بود از مردمان ارمنستان بزرگ ، كادوسيان ، كاپادوكيان ، مردم سوريّه و ماديها . اينها پنجاه ارّابهء داسدار داشتند . سپاه داريوش به ترتيبى كه ذكر شد ، به قدر ده استاد ( تقريبا ثلث فرسنگ ) حركت كرد و بعد به آن امر رسيد ، كه توقّف كرده در زير اسلحه منتظر دشمن باشد .
عدّهء قشون ايران را در اين جنگ مورّخين يونانى و رومى مختلف نوشتهاند و ، اگرچه ارقامى كه ذكر كردهاند ، چنان كه در موارد ديگر نظاير آن را تذكر دادهايم ، اغراقآميز است ، باز براى اطّلاع از اغراقنويسى آنها روايت هريك را ذكر ميكنيم .
آريّان ، چنان كه گذشت ، گويد ، پيادهنظام يكميليون و سوارهنظام چهارصدهزار نفر بود . پلوتارك عدّهء هر دو را يكميليون دانسته . ديودور - پيادهنظام را هشتصد هزار و سوارهنظام را دويستهزار نفر . ژوستن - پيادهنظام را چهارصد هزار ، سوارهنظام را صدهزار نفر . كنتكورث - پيادهنظام را دويستهزار و سوارهنظام را چهل و پنجهزار . شايد ارقام كنتكورث موافق حقيقت باشد .
هامش
( 1 ) -Belites .( 2 ) -Cosseens .( 3 ) -Gortuenes .( 4 ) -Eubee .( 5 ) -Cataoniens .