بمصر روانه شده از همهء طبقات در پلوز « 1 » جمع شدند ، تا او را استقبال كنند . امّا اسكندر ، پس از حركت از غزه ، هفت روز از خشكى راه پيمود ، تا به جائى رسيد ، كه در قرون بعد موسوم به « اردوى اسكندر » « 2 » گرديد . از اينجا او پيادهنظام خود را به پلوز فرستاد و سفاين مقدونى را از راه نيل به طرف منفيس حركت داد و خود ساحل شرقى نيل را گرفته به هليوپوليس « 3 » درآمد : بعد اسكندر به منفيس پاىتخت اين مملكت وارد شد و ثروت و آبادى شهر باعث حيرت او گرديد . در اينجا اسكندر احترامات زياد نسبت بمعبد پتا و گاو مقدّس مصريها كرد .
مازاسس والى ايران در مصر ، چون از احوال روحى مصريها آگاه بود ، مقاومت را بيهوده دانسته منتظر ورود اسكندر بپاىتخت مصر نشد و باستقبال او شتافته خزانه و اثاثيهء ايران را در مصر تحويل داد . مبلغ وجوه نقدى را كنتكورث ( كتاب 4 ، بند 7 ) هشتصد تالان « 4 » نوشته ( پلوتارك ساكت است ) .
بعد ، اسكندر از منفيس بداخلهء مصر رفت .
رفتن اسكندر بمعبد آمّون « 5 »
پس از آن اسكندر خواست بمعبد آمّون رفته غيبگوى ژوپىتر را در معبد مزبور ملاقات كند ( بالاتر گفته شده ، كه يونانىها غالبا خداى بزرگ هر ملّتى را زوس و روميها ژوپىتر ميگفتند بدين مناسبت رب النوع بزرگ آمّون را هم ژوپىتر ناميدهاند ) .
به او گفته بودند ، كه مخصوصا براى آمّون قربانى كند و نياز بدهد و مصريها ، براى اينكه اسكندر را از اين خيال منصرف سازند ، در توصيف اشكالات راه مبالغه كردند . باوجود اين ، چون اسكندر ژوپىتر را موافق گفتههاى مادرش المپياس پدر خود ميدانست ، عزم خود را جزم كرد بمعبد مزبور برود .
آريّان گويد ( كتاب 3 ، فصل 2 ، بند 1 ) : كه چون هركول و پرسه « 6 » بمعبد مزبور
هامش
( 1 ) -Peluse .( 2 ) - اين محلّ در كنار رود نيل است .
( 3 ) -Heliopolis .( 4 ) - تقريبا چهار ميليون و نيم فرنك طلا يا 22 ميليون و چهارصدهزار ريال .
( 5 ) -Ammon .( 6 ) -Persee .