تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1339

مساهمون:

ص١٣٣٩
به بدن او ميرسيد ، چنان او را ميسوزانيد ، كه هيچگونه علاجى براى جراحت‌ها متصوّر نبود . بعد تيرهائى را ، كه به آن چنگك‌ها ، داسها ، لنگرهاى آهنين و بعض آلات قتّالهء ديگر نصب كرده بودند ، با ماشينهاى مخصوص به حركت آورده به طرف سفاين مقدونى پرتاب ميكردند و ، وقتى كه اين تيرها بسفينه‌اى فرود ميآمد ، داسهاى آن سپاهيان مقدونى را ريزريز كرده خود تيرها آسيب بسفاين مىرساند و نيز چرخى اختراع كردند ، كه پرّه‌هاى متعدّد داشت . اين چرخها را بواسطهء ماشينى به حركت ميآوردند و تيرهاى مقدونى ، وقتى كه با چرخهاى مزبور تصادف ميكرد ، خرد يا كج ميشد . بعض اين چرخها را از مرمر ساخته بودند . بر اثر مقاومت دليرانهء صوريها اسكندر بالاخره خسته شد و تصميم كرد ، كه محاصره را ترك كرده بمصر برود ، زيرا ميديد ، كه تا اين زمان با سرعت پيش رفته و حالا در زير ديوارهاى شهرى وقت گرانبهاى خود را صرف مىكند ، ولى از اين نظر ، كه بواسطهء عدم فتح صور بنام او سكته وارد ميآمد ، خواست يك بار ديگر به صور يورش برد و با اين مقصود بهترين سپاهيان خود را بكشتىها نشانده فرمان يورش داد . از سرداران اسكندر فقط آمين‌تاس پسر آندرومد « 1 » با او هم‌عقيده بود و ساير سرداران عقيده داشتند ، كه محاصره را رها كرده بمصر بروند . در اين احوال بقول ديودور و كنت‌كورث واقعهء غريبى روى داد ، كه به ضرر صوريها تمام شد : يك حيوان عظيم الجثه در دريا پديد آمده بپل خاكى نزديك گرديد و ، وقتى كه بسر پل رسيد ، در آب فرو رفت . بعد گاهى نمايان شده و گاه در آب فرو رفته حركت كرد و در پاى ديوار صور ظاهر شد . اين واقعه را هريك از طرفين براى خود بفال نيك گرفت . مقدونيها گفتند : اين حيوان خواست بمقدونىها بنمايد ، كه بكدام سمت پل خاكى يا دنباله قارّه را بسازند . صوريها آن را چنين تعبير كردند ، كه چون حيوان عظيم الجثهء مزبور زير آب رفت ، اين علامت صحيحى است ، كه نپ‌تون « 2 » رب النوع درياها پل و تمام كارهاى مقدونيها را بقعر دريا خواهد
هامش
( 1 ) -Amyntas Fils d'Andromede .( 2 ) -Neptune .