تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1341

مساهمون:

ص١٣٤١

تسخير صور 332 ق . م

پس از مجاهدات زياد مقدونيها ، از ضربت‌هاى پىدرپى و آلات جنگى آنان ، ديوار شهر رو بانهدام گذارد ، بحريهء مقدونى وارد بندر صور گرديد و بعض مقدونيها در برجهائى ، كه صوريها تخليه كرده بودند ، جا گرفتند . در اين‌وقت احوال روحى صوريها پس از آن‌قدر پافشارى و مقاومت متزلزل گرديد : عدّه‌اى زياد ، چون ديدند ، كه صور تسخير خواهد شد ، بىپروا بدشمن حمله بردند ، تا اگر كشته ميشوند ، عدّه‌اى هم از مقدونيها كشته باشند . جمعى بخانه‌هاى خود رفته بخودكشى پرداختند . برخى هم به بام خانه‌هاى خود برآمده سنگ و آنچه بدستشان افتاد ، به طرف مقدونيها پرتاب كردند . اسكندر در اين احوال شقاوتى بروز داد ، كه نظاير آن نادر و بل شاذّ است : او امر كرد تمام سكنهء شهر را ، باستثناى آنهائيكه بمعابد پناه برده بودند ، بكشند و شهر را آتش زنند . اين حكم اعلان شد ، تا مگر صوريها دست از جنگ كشيده در معابد پناهنده شوند ، ولى كسى از اشخاص مسلّح بمعبد پناهنده نشد ، فقط زنان و اطفال صوريها در معابد جمع شدند . باقى صوريها دم درب خانه‌هاشان ايستاده منتظر ضربت‌هاى مقدونيها گرديدند . پس از آن كشتار شروع شد و براى شقاوت و وحشيگرى مقدونيها حدّى نبود : ششهزار نفر از اهالى صور در سنگرها كشته شدند ، بقول آريّان هشت‌هزار نفر و بروايت ديودور هفت‌هزار نفر از دم شمشير گذشتند ، دوهزار نفر جوانان صورى را مقدونيها به طول ساحل بدار آويختند ، سيزده‌هزار نفر را اسير كرده زنان و اطفال را به حكم اسكندر برده‌وار بمزايده فروختند . آريّان عدّهء اسرا را سىهزار نفر نوشته ، كنت‌كورث ساكت است . شهر طعمهء حريق و كلنگ انهدام گرديد و از آن جز خرابه‌هائى چيزى باقى نماند . سفراى قرطاجنه ، كه در شهر بودند ، مورد عفو اسكندر واقع شدند ، ولى اسكندر در همين‌حال توسط آنها اعلان جنگ بقرطاجنه داد . اين اعلان نتيجه‌اى نداشت ، زيرا اسكندر بواسطهء فقدان بحريّهء قوى نميتوانست با قرطاجنه بجنگد و كارهاى ديگر هم به او مجال نميداد .