شهر مزبور پناهنده شد . در اينوقت ، چون يونانىها خودشان را فاتح ميدانستند ، بغارت و خراب كردن نواحى منفيس پرداختند ، ولى ، مازاسس « 1 » ، رئيس قشون ايران ، پس از آنكه يونانيها را پراكنده و بغارت كردن و يغما بردن مشغول ديد ، دل ساخلو را قوى كرد و با آن بيرون آمده با آمينتاس و قشون او جنگيد و فاتح شد ، توضيح آنكه يونانىها مقاومت كرده تا آخرين نفر كشته شدند و آمينتاس نيز بقتل رسيد .
سرداران داريوش در آسياى صغير
بعض سرداران داريوش ، كه در جنگ ايسّوس سالم مانده بودند ، قشون شكستخوردهء شاه را جمعآورى كرده درصدد برآمدند ، كه ليديّه را از سردار مقدونى ، كه آنتىگون « 2 » نام داشت ، پس بگيرند . بر اثر اين قصد جنگى بين مقدونيها و ايرانيها درگرفت ، كه بنفع مقدونيها خاتمه يافت . هم در اين اوان بحريّهء مقدونى ببحريّهء ايران ، كه از طرف داريوش مأمور بود ، سواحل هلّسپونت را تسخير كند برخورد و آن را شكست داد . فرمانده كشتىهاى ايران آريستومن « 3 » نام داشت . بعد فرناباذ فرمانده بحريّهء ايران به طرف مىلت رفت ، تا باج از اهالى بگيرد و در جزيرهء خيوس ساخلو بگذارد . پس از آن او با صد كشتى بجزيرهء آندروس « 4 » و سيفنوس « 5 » درآمد و در اينجا ساخلو گذارد ( آريّان ، كتاب 2 ، فصل 6 ، بند 3 ) . در اين احوال لاسدمونيها بپيشقدمى آژيس « 6 » پادشاه اسپارت بر آنتىپاتر نايب السلطنهء اسكندر در مقدونيّه قيام كردند ، توضيح آنكه هشتهزار نفر لاسدمونى ، كه سابقا بكمك ايران مسلّح شده بودند ، پس از ورود اسكندر به كيليكيّه از آنجا فرار كرده بيونان برگشتند و لاسدمونيها از اين عدّه استفاده كرده بمقام جنگ با آنتىپاتر برآمدند .
جزيرهء كريت هم خواهى نخواهى در اين كشمكش داخل شد ، زيرا در اينجا وقتى مقدونىها و گاهى اسپارتيها قوّت مىيافتند و بر اثر غلبه هر يك از آنها ساخلوى از طرف غالب در اينجا گذارده ميشد . چنين بود اوضاع آسياى صغير و يونان
هامش
( 1 ) -Mazaces .( 2 ) -Antigone .( 3 ) -Aristomene .( 4 ) -Andros .( 5 ) -Syphnos .( 6 ) -Agis .