تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1263

مساهمون:

ص١٢٦٣
بجاى حكومت عدّهء قليل برقرار كند ، زيرا حسّ كرد ، كه طرفداران حكومت مردم طرفدار او نيز ميباشند و حكومت قليل را ايرانىها براى جلوگيرى از اثر اين نوع حسّيّات برقرار كرده بودند . در افس ، چنان كه بالاتر گفته شد ، معبدى بود ، كه از عجايب هفتگانهء عالم قديم بشمار ميرفت و هرسترات « 1 » ديوانه براى جاويدان كردن اسم خود آن را آتش زده بود ، اسكندر قرار داد ، كه ماليات شهر افس خرج تعمير اين معبد گردد و مصونيّت بستىهاى اين معبد ديان را ، چنان كه از قديم بود ، شناخت . راجع به اين معبد بىموقع نيست گفته شود ، كه چون اسكندر در ايران فتوحات ديگر كرد و خزانه‌هاى معمور داريوش بدست او افتاد ، باهالى افس نوشت : « حاضرم آنچه را ، كه براى مرمّت معبد خرج شده ، باهالى پس بدهم و باقى مخارج را هم به عهده ميگيرم ، به اين شرط ، كه در كتيبهء معبد بنويسند ، آن را اسكندر ساخته » . اهالى افس ميخواستند اين شرف براى خود آنها ذخيره شود ، ولى ، چون اسكندر پس از فتوحاتش ديگر پادشاه سابق مقدونيّه نبود و از هر جواب منفى خشمناك ميگرديد ، ميترسيدند جواب ردّ بدهند ، بالاخره پس از انديشهء زياد متّفق شدند ، جوابى بدهند ملق‌آميز ، كه اسكندر را خوش آيد ( او در اين‌وقت چاپلوسى را بسيار مىپسنديد ) و ضمنا پيشنهادش هم ردّ شده باشد . بنابراين جواب دادند : « چون اسكندر خدا است ، شايسته نيست خدائى براى خدائى معبد بسازد » . نوشته‌اند ، كه مخارج تعمير معبد گزاف بوده ، زيرا فقط يك پردهء نقّاشى آن ، كه بقلم استاد معروف آن زمان آپلّ « 2 » يونانى ساخته ميشد ، ميبايست به بيست تالان طلا « 3 » تمام شود . پردهء مزبور اسكندر را مينمود ، كه ايستاده و برق را بدست دارد ( چنان كه بالاتر گفته شده ، بعقيدهء يونانيها بدست داشتن برق از خصايص خداى بزرگ آنان بود ) . راجع به اين نقّاش معروف كنت‌كورث گويد : اسكندر زمانى ، كه در افس بود ، بكارگاه او ميرفت و بقدرى با او دوست شده بود ، كه چون فهميد ، اين استاد عاشق پانكاستا « 4 » يكى از زنان غيرعقدى اسكندر است ، باوجود
هامش
( 1 ) -Herostrate .( 2 ) -Apelle .( 3 ) - تالان طلاى آتّيك معادل پنجاه و پنجهزار و ششصد فرنك طلا بود . ( 4 ) -Pancasta .