تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1264

مساهمون:

ص١٢٦٤
علقه‌اى ، كه به اين زن زيبا داشت ، او را بنقّاش مزبور بخشيد ( كتاب 2 ، بند 6 ) . از وقايع زمان توقف اسكندر در افس بناى شهر ازمير « 1 » بود . توضيح آنكه اين شهر در چهار قرن قبل بدست ليديها خراب و مردم آن متوارى شده بود . در اين زمان اسكندر بر اثر خوابى ، كه ديده بود ، امر كرد در بيست استادى ازمير قديم شالوده شهر جديدى بريزند و اهالى ازمير قديم در اين‌جا جمع شوند .

تسخير مىلت « 2 »

پس از جنگ گرانيك باقىماندهء قشون ايران بقواى مم‌نن ملحق و در شهر مىلت جمع شد . در ابتداء هژزيسترات « 3 » حاكم اين شهر ميخواست آن را بتصرّف اسكندر بدهد ، ولى پس از اينكه شنيد بحريّهء ايران در نزديكى شهر است ، از خيال اوّلى منصرف گرديد و اسكندر از افس به قصد شهر مزبور حركت و بعد از ورود اين شهر را محاصره كرد ، ولى ساخلو و اهالى شهر قوّت قلب داشتند ، زيرا مم‌نن پس از جنگ گرانيك قسمتى از قواء خود را بكمك ساخلو فرستاده بود و ديگر اينكه اهالى مىپنداشتند ، كه بحريّهء ايران به آنها از طرف دريا كمك خواهد كرد ، ولى به زودى نيكانور « 4 » فرماندهء سفاين مقدونى ، كه عدّه‌اش به يكصد و شصت فروند ميرسيد از طرف دريا نيز اين شهر را در محاصره گذارد و بحريّهء ايران ، كه در دماغهء ميكال لنگر انداخته بود و عدّه‌اش بچهارصد كشتى ميرسيد ، مانع از محاصره مىلت از طرف دريا نگرديد . باوجود اين شهر مزبور براى جنگ حاضر شد و حملات مقدونيها را در ابتداء شجاعانه دفع كرد . بعد گلوسيپ « 5 » ، يكى از معروفين شهر را ، نزد اسكندر فرستاد ، كه اهالى و ساخلو حاضرند دروازه‌هاى شهر و بندر آن را براى هر دو طرف ، يعنى پارسىها و مقدونيها ، باز كنند ، به شرط اينكه اسكندر محاصرهء شهر را موقوف بدارد . اسكندر جواب داد ، كه خوشتر دارد در شهر با اهالى جنگ كند و پس از آن ماشين‌هاى قلعه‌كوبى خود را به كار انداخت . چون سوراخهائى در ديوار قلعه ايجاد شد ، مقدونيها به شهر داخل شده بكشتار پرداختند و اهالى را غارت كردند . سيصد
هامش
( 1 ) -Smyrne .( 2 ) -Milet .( 3 ) -Hegesistrate .( 4 ) -Nicanor .( 5 ) -Glaucippe .