بازخواهد داشت . مقدونيّه كينهء كسانى را ، كه بيدار و جسوراند ، بدل دارد و درصدد افناى آنها است . او ، همين كه محافظين آزادى ملّت را از ميان شما براند ، بر آتن بىمدافع و بر مردم بىياروياور بتازد ، چنان كه گرگ ، همين كه سگ را دور ديد ، به ميش حمله مىكند » .
در اينوقت دماد « 1 » نطق دموستن را تأييد و پيشنهاد كرد فرمانى صادر شود بدين مضمون : ناطقين مذكور را نميتوان به اسكندر داد ، ولى آنها موافق قوانين محاكمه خواهند شد و ، اگر مقصّر باشند محكوم خواهند گرديد ( ديودور گويد :
دماد را طرفداران دموستن با پنج تالان پول به طرف خود جلب كرده بودند ) .
مردم اين پيشنهاد را پذيرفته دماد را با پنج رسول ديگر نزد اسكندر فرستادند ، تا اين پيشنهاد را به اسكندر قبولانده خواهش كند ، كه اسكندر مانع نشود از اينكه آتن فراريان تب را بپذيرد . دماد سابقهء خوبى با دربار مقدونى داشت و مورد توجّه فيليپ بود . بنابراين و بواسطهء حسن محاوره موفق شد با بهرهمندى مأموريت خود را انجام دهد ( ديودور ، كتاب 17 ، بند 15 - آريّان ، كتاب 1 ، فصل 2 ، بند 3 - كنتكورث ، كتاب 1 ، بند 14 ) .
بايد در نظر داشت ، كه اسكندر هم مايل نبود خود را گرفتار كارهاى يونان كند ، زيرا با كمال بىطاقتى انتظار موقعى را ميكشيد ، كه بتواند بآسيا رهسپار گردد .
بنابراين راضى شد ، كه دموستن و ليكورگ و ديگران در آتن بمانند و فقط يك نفر را استثناء كرد . اين شخص خارىدم « 2 » نامى بود ، كه تبعيد شده بدربار ايران رفت ، چنان كه در جاى خود بيايد . در اينموقع كسان ديگر هم ، كه از اشخاص مبرّز آتن بودند ، از كينهاى ، كه نسبت به اسكندر ميورزيدند ، بصرافت طبع از آتن خارج شده بدشمنان اسكندر پيوستند . پس از اين بهرهمندىها از قسمتهاى يونان مانند پلوپونس ، آركادى ، مگار ، اليان « 3 » و غيره رسولانى نزد اسكندر رفته بعضى تبريك گفتند و برخى اظهاراتى مبنى بر چاپلوسى و تملّق كردند و او اين گونه
هامش
( 1 ) -Demades .( 2 ) -Charideme .( 3 ) -Eleens .