چنان كه ديودور گويد ( كتاب 16 ، بند 47 ) ، بواسطهء بىمبالاتيش اين جنگ را باخت . جهت شكست او بيشتر از بىتجربهگى و نيز اشتباهى بود ، كه براى او دست داد : از جهت فتوحات سابق خود نسبت به ايرانىها تصوّر ميكرد ، كه سردار لايقى است و حال آنكه فتوحات سابقش از لياقت سرداران يونانى او مانند ديوفانت آتنى « 1 » و لاميوس اسپارتى « 2 » بود . در نتيجهء اين اشتباه ، پادشاه مصر فرماندهى را خود به تنهائى به عهده گرفت و شكست خورد . او ساخلوهاى قوى در قلاع گذارد و خودش در رأس سىهزار سپاهى مصرى و پنجهزار يونانى و نصف سپاهيان ليبيائى مواقعى را اشغال كرد ، كه بيش از هر جاى ديگر ممكن بود ، مورد حمله واقع شود .
چنين بود وضع طرفين ، وقتى كه ايرانىها حمله كردند . نيكوسترات سردار آرگسىها چند نفر مصرى را ، كه عيال و اطفال آنها گروى ايرانىها بودند ، با خود برداشته و با بحريّهء خود از يكى از كانالهاى نيل گذشته به خشكى درآمد و در آنجا سنگرى بنا كرد . همين كه سپاهيان اجير مصر از قضيه آگاه شدند ، بعدهء هفت هزار نفر براى جلوگيرى از دشمن شتافتند و سردار آنها كلينوس گسى « 3 » سپاه خود را براى جنگ بياراست . قشون ايرانى ، كه به خشكى درآمده بود ، بدفاع پرداخت و بعد جنگى درگرفت ، كه يونانىها و ايرانىها شجاعتهاى محيّر العقول كردند .
در نتيجه كلينوس كشته شد و پنجهزار نفر از سپاهيان او از دم شمشير گذشتند .
وقتى كه خبر شكست اين قسمت بپادشاه مصر رسيد ، مضطرب گرديد و بتصوّر اينكه ساير قسمتهاى قشون ايران به سهولت از نيل گذشته به طرف منفيس پاىتخت مصر خواهند شتافت ، تصميم كرد بدفاع آن بپردازد و بر اثر اين تصميم با تمام قشونى ، كه در تحت امر خود داشت ، به شهر مزبور رفت و بتداركات دفاع پرداخت . در اين حال لاكراتس تبى به طرف پلوز رفت ، تا آن را محاصره كند و شعبهء نيل را برگرداند و ، پس از آنكه زمين اين شعبه خشك شد ، خاكريزهائى ساخت و ماشينهاى جنگى بر آنها استوار كرد ، تا در ديوارهاى قلعه سوراخهائى ايجاد كند . بدين
هامش
( 1 ) -Diophante l'Athenien .( 2 ) -Lamius le Spartiate .( 3 ) -Clinius de Cos( بعضى اسم او راCliniasنوشتهاند ) .