كارزار شد و ، چون طرفين با نهايت ابرام ميجنگيدند ، تمام روز نايرهء جنگ مشتعل بود ، ولى همين كه شب دررسيد ، دست از جنگ كشيدند . روز ديگر اردشير قشون يونانى را بسه اردو تقسيم كرده براى هركدام يك سردار يونانى و يك نايب سردار ايرانى ، كه عقل و شجاعتش امتحان شده بود ، معيّن كرد . اردوى اوّل مركّب بود از اهالى باسى ، كه در تحت فرماندهى لاكراتس تبى و نيابت روزاسس « 1 » والى ليديّه و ولايت ينيان واقع شد . اردوى دوّم از اهالى آرگس تركيب يافت و در تحت فرماندهى نيكوسترات مذكور و معاونت آريستازن « 2 » ايرانى قرار گرفت .
اين پارسى سمت دربانى شاه را داشت و پس از باگواس « 3 » خواجه در نزد شاه بيش از همه مقرّب بود ( ديودور ، كه وقايع اين جنگ را نوشته ، مقصودش از دربان صاحبمنصبى است ، كه بتوسّط او شاه اشخاص را ميپذيرفته ) . اين اردو پنج هزار نفر سپاهى و هشتاد كشتى جنگى ترىرم داشت . اردوى سوّم را منتور يونانى ، كه صيدا را بشاه تسليم كرد ، فرمان ميداد . سپاه او تماما از يونانىهائى تركيب شده بود ، كه پيش از اين هم در تحت امر او خدمت ميكردند . معاونت او به باگواس خواجه ، كه مردى فعّال ، جسور و مقرّبترين كس در نزد شاه بود ، تفويض شد . سپاه اين خواجه از يونانىهائى تركيب يافت ، كه تابع شاه بودند و نيز از سپاهيان غيريونانى و چند كشتى جنگى . ساير قسمتهاى قشون در تحت فرماندهى خود اردشير بود و تمام عمليات جنگى را خود شاه اداره ميكرد . نكتانب پادشاه مصر ، باوجود فزونى قشون ايران و مواقعى كه سپاهيان داشتند ، نترسيد و براى جنگ حاضر شد . قوّهء او مركب بود از 20 هزار نفر سپاهى يونانى و از همان عدّه سپاهيان ليبيائى ، شصتهزار نفر مصرى از طبقهء جنگىها و عدّهاى بيشمار از كشتيها و كرجىها ، كه براى جنگ در رود نيل تدارك كرده بودند .
پادشاه مزبور ساحل نيل را از طرف عربستان محكم كرده و بمسافتهاى كم از يكديگر خندقهائى كنده و استحكاماتى ساخته بود . باوجود تمام اين تهيهها ،
هامش
( 1 ) -Rosaces .( 2 ) -Aristazane .( 3 ) - خواجه در اينجا بمعنى اخته است .