تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1170

مساهمون:

ص١١٧٠
از شاه درخواست كرد ، كه موافق عادات پارسى دست راست خود را بعلامت عهد و پيمان به او ، كه نمايندهء تنّ است ، بدهد . اردشير از اين اظهار ، كه عدم اعتماد را ميرسانيد ، در خشم شده بقراولان خود امر كرد او را بيرون برده سرش را از تن جدا كنند . وقتى كه او را بقتل‌گاه مىبردند ، تسّاليون فرياد كرد : « شاها بكن هر آنچه خواهى ، ولى تنّ كه ميتواند تمام تعهّدات خود را اجرا كند ، هيچكدام از مواعيد خود را انجام نخواهد داد ، مگر اينكه تو به او قول شرف بدهى » . از شنيدن اين سخن اردشير به خود آمده گفت از او دست بازدارند و تسّاليون را خواسته دست راست خود را به او داد . پس از آن اردشير از سوريّه گذشته وارد فينيقيّه شد و اردوى خود را در نزديكى صيدا زد . در خلال اين احوال اهالى صيدا از تأنّى شاه در حركت استفاده و وسايل دفاع را از حيث اسلحه و آذوقه تهيه كردند ، دور شهر خود سه خندق عريض كنده ديوارهاى بلند ساختند و قشون ملّى را با ورزشهاى گوناگون بمشقّات جنگ عادت دادند . صيدا بر تمام شهرهاى فينيقيّه از حيث ثروت و وفور همه‌چيز برترى داشت و مهمتر از هرچيز آنكه صيدا صد كشتى سه طبقه‌اى و پنج طبقه‌اى به دريا انداخته بود ( همانجا بند 44 ) . تنّ ، پس از اينكه رسولش از نزد اردشير برگشت ، من‌تور سردار يونانىهاى اجير را ، كه از مصر بكمك صيدا آمده بودند ، خواسته نقشهء خود را ، كه مبنى بر خيانت باهالى صيدا بود ، به او اطّلاع داد و اين سردار را با دسته‌اى از قشون صيدا براى اجراى نقشهء خود در شهر گذارده خودش با پانصد نفر سپاهى از شهر خارج شد و ، به اين بهانه كه ميخواهد بمحلّ اجتماع فينيقيها برود ، صد نفر از بزرگان صيدا را با خود برداشت . بعد ، همين كه نزد اردشير آمد ، امر كرد اين صد نفر را گرفته بشاه تسليم كردند . اردشير تنّ را مانند دوستى پذيرفت ، ولى در حال حكم كرد ، اين صد نفر را مانند ياغيان تيرباران كردند ( بند 45 ) . وقتى كه اهالى صيدا از تسليم گشتن تنّ و كشته شدن صد نفر مزبور آگاه شدند ، ديدند ، كه چاره ندارند ، جز اينكه داخل مذاكره شده شهر را تسليم كنند .