تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1169

مساهمون:

ص١١٦٩
آمد و آنها را شكست داده از فينيقيه براند . در اين احوال قبرس هم شوريد ، در اين جزيره 9 شهر بود ، كه هركدام پادشاهى داشت تابع شاه ايران و هريك از شهرهاى ديگر اين جزيره جزو يكى از 9 شهر مزبور بشمار ميرفت . تمام اين شهرها به فينيقيّه تأسى كرده بيرق مخالفت بيفراشتند و هريك از پادشاهان مزبور اعلان استقلال داد . اردشير در اين احوال به ايدريه « 1 » پادشاه كاريّه ، كه تازه بجاى پدر نشسته و مانند اجدادش تابع ايران بود ، نوشت ، كه يك قوّهء برّى و بحرى ترتيب داده بجنگ پادشاهان ياغى قبرس برود . او در حال چهل كشتى و هشت‌هزار نفر سپاهى جمع كرده بسردارى فوسيون « 2 » آتنى و اواگراس ، به قصد جزيرهء مزبور فرستاد . اين قوّه ، همين كه بجزيره رسيد ، به سالامين ، يعنى مهم‌ّترين شهر قبرس ، حمله برد و سنگرهائى ساخته شهر را محاصره كرد . چون قبرس آباد و ثروتمند بود ، قشون پادشاه كاريّه در اين‌جا آذوقهء وافر يافت ، اين خبر در اكناف و اطراف سوريّه پيچيد و مردمى زياد بطمع نفع و غنانم بقشون مزبور پيوستند ، چنان كه عدّهء آن دو برابر شد . از طرف ديگر پادشاهان ياغى قبرس ، چون محصور گشتند ، دوچار وحشت و اضطراب گرديده قوّت قلب سابق را از دست دادند ( همانجا بند 42 ) .

فرونشاندن شورش فينيقيّه و قبرس 351 ق . م

چنين بود احوال قبرس ، كه اردشير از بابل حركت كرد . وقتى ، كه خبر نزديك شدن قشون عظيم اردشير به تنّ پادشاه صيدا رسيد ، دانست كه ياغيان نخواهند توانست پا فشارند . بنابراين تسّاليون « 3 » - محرم‌ترين گماشتهء خود - را نزد اردشير فرستاده اظهار كرد ، كه حاضر است صيدا را تسليم و در قشون اردشير ، كه بمصر خواهد رفت ، خدمت كند و ، چون گدارهاى نيل را خوب مىشناسد ، مىتواند خدماتى بزرگ انجام دهد . اردشير ، پس از اينكه اظهارات رسول را با دقت گوش كرد ، گفت نه تنها حاضر است تنّ را از جهت تقصيراتى كه كرده ، معفوّ بدارد ، بلكه ، اگر او بوعده‌هاى خود وفا كند ، پاداشى نيكو خواهد يافت . بعد تسّاليون
هامش
( 1 ) -Idriee .( 2 ) -Phocion .( 3 ) -Thessalion .