خود را با پدران آنها بقتل رسانيد . ژوستن نيز اين كشتار را تأييد كرده ( كتاب 10 ، بند 3 ) . پس از اين كشتار اردشير تمام كسانى را هم ، كه از آنها ظنين بود يا مىپنداشت ، كه از سلطنت او ناراضى هستند ، نابود كرد . چنين است روايات بعض مورّخين عهد قديم ، ولى نلدكه عقيده داشت ، كه اين گفتهها اغراقآميز است و در تحتتأثيرات نوشتههاى دىنن ، كه اردشير را خيلى بد توصيف كرده و تنفّر مصريها از او ، نقل شده است . اردشير اشخاصى را ، كه بسلطنت نزديك بودهاند ، نابود كرده ، زيرا اشخاصى ، مانند داريوش ( داريوش سوّم زمان بعد ) و اكسياترس « 1 » برادر اردشير دوّم ، زنده ماندند . عالم مذكور در اينجا اردشير سوّم را با اسكندر مقدونى پسر فيليپ مقايسه كرده ، زيرا ، چنان كه بيايد ، او هم پس از جلوس بتخت جمعى را از خانوادهء خود بقتل رسانيد ( تتبّعات تاريخى الخ ، صفحهء 116 ) .
اسكات شورشهاى داخلى
پس از آن اردشير بفرونشاندن شورشهاى داخلى پرداخت ، چنان كه ذكر هر يك از وقايع پائينتر بيايد . از قراين چنين استنباط مىشود ، كه در اين راه نظر اردشير در ابتداء بكادوسيان متوجّه گشته و بدان صفحه لشكر كشيده . جهت معلوم است ، زيرا اين مردم در زمان اردشير دوّم شوريدند و او موفّق نشد آنها را كاملا مطيع كند . كيفيّات قشونكشى اردشير سوّم بدين ولايت درست معلوم نيست ، همينقدر از نوشتههاى ديودور ، ژوستن ، آريّان و كنتكورث چنين به نظر ميآيد ، كه داريوش نبيرهء داريوش دوّم در اين جنگ بهرهمندى داشته و به همين جهت والى ارمنستان گشته . ژوستن گويد ( كتاب 10 ، بند 3 ) ، كه كدمان ( يعنى داريوش ) در اين جنگ شجاعتها كرد و پارسىها موفّق شدند . پس از آن اردشير متوجّهء ممالك ديگر ، كه علم طغيان پرافراشته بودند ، گرديد .
ياغيگرى ارتهباذ « 2 »
ارتهباذ والى فريگيّهء سفلى ( فريگيّهء هلّسپونت ) در 356 ق . م بر او ياغى شده خارس « 3 » نام آتنى را با جمعى از سپاهيان
هامش
( 1 ) -Oxiathres .( 2 ) -Artabazos .( 3 ) -Chares .