تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 909

مساهمون:

ص٩٠٩
را ، كه خيلى جوان بود ، بتخت نشانيد . در مدّت چند ماه اردوان راتق و فاتق و شاه حقيقى بود ، تا اينكه خواست اردشير را هم از ميان بردارد ، ولى اين دفعه گرفتار شد . كتزياس تفصيل قضيه را چنين نوشته . آمتيس ، كه دختر خشيارشا و خواهر اردشير بود ، مورد شكايت شوهرش بغابوخش ( مگابيز يونانيها ) واقع شد . اردشير خواهر خود را سخت ملامت كرد و باوجود اين ترضيهء خاطر شوهرش به عمل نيامد و بغابوخش بقدرى كينهء زن را در دل گرفت ، كه به زودى بغض خود را شامل شاه هم كرد و ، چون اردوان هم نسبت بشاه سوءقصد مىورزيد ، اين دو نفر به يكديگر نزديك شده براى اجراى مقصود واحد هم‌قسم گشتند . بعد بغابوخش از ترس يا جهت ديگرى نزد شاه رفته سرّ را افشاء كرد و به حكم اردشير اردوان را گرفته بمحبس انداختند . پس از آن از تحقيقات و استنطاقات ، قضيهء كشته شدن خشيارشا كشف و شركت مهرداد خواجه معلوم شد . در نتيجه خواجه را ، بجرم شركت در قتل مذكور و قتل داريوش برادر شاه ، با زجرهاى شديد كشتند ، ولى اردوان ، چون صاحب قوم و قبيلهء متنفّذى در باختر بود ، چندى در حبس بماند ، تا آنكه او را هم در جدال سختى با سه نفر از پسرانش كشتند و بغابوخش ، كه در اين جدال زخم برداشته بود ، بدست يك نفر طبيب يونانى آپولّونيدس « 1 » نام معالجه شد و با زن خود آشتى كرد . ديودور سيسيلى شرح قضيّه را طور ديگر نوشته . اين مورّخ گويد ( كتاب 11 ، بند 69 ) : اردوان يكنفر گرگانى بود ، كه ميخواست بتخت برسد . با اين مقصود شبانه داخل اطاق خشيارشا گرديده او را كشت . بعد خواست سه پسر او را هم بكشد و ، چون ويشتاسپ والى باختر غائب بود ، به داريوش و اردشير پرداخت و به اردشير چنين وانمود ، كه خشيارشا را داريوش كشته و بر اثر اين تهمت اردشير در خشم شده برادر خود را كشت . بعد اردوان به اردشير حمله كرد ، ولى او بمقام مدافعه برآمده زخم خفيفى برداشت و ضربتى مهلك به اردوان زده كار او را بساخت . ژوستن اين واقعه را چنين ذكر كرده ( كتاب ، 3 بند 1 ) : اردشير از اردوان خواست ،
هامش
( 1 ) -Apollonides .