و سوريّه رسيد . اينجا دو ديوار است : آنكه در اينطرف ، يعنى در جلو كيليكيّه ، است بواسطه سىيننهزيس و كيليكىها حفظ ميشد و مدافع ديگرى ، كه در آنطرف يعنى به طرف سوريّه است ، چنان كه ميگفتند ، شخص شاه بود . در وسط اين دو تنگ رودى كارسوس « 1 » نام جارى است و مسافت بين اين دو ديوار سه استاد است ( تقريبا پانصد و پنجاه ذرع ) عبور از اينجاها مشكل است ، زيرا ديوارها تا دريا فرود ميآيد و در هركدام از دو ديوار مزبور دربندى باز مىشود ( مقصود كزنفون از ديوارها كوههاى بلند است و براى فهم مطلب بايد گفت ، كه دو تنگ سوريّه را از كيليكيّه جدا مىكند ، يكى را كه از درياى مغرب دور تر است ، دربند آمان « 2 » ميناميدند و ديگرى را دربند سوريّه . تنگهاى مذكور معبرهاى بسيار باريكى است ، كه چهار نفر پهلوى هم بصعوبت مىتوانند از آن عبور كنند . چنان كه بيايد اسكندر نيز از اين تنگها عبور كرد . كلية بايد در نظر داشت ، كه اسكندر راه كوروش را پيمود و از تجربيّات يونانىها استفاده كرد . م . ) . چون نميشد دربندها را گرفت ، كوروش بحريّه را احضار كرد ، تا سپاهيان سنگين اسلحه اينطرف و آنطرف دربند سوريّه را گرفته عبور كنند . كوروش تصوّر ميكرد ، كه آبروكوماس ، چون قوّهء زياد دارد ، سخت ممانعت خواهد كرد ، ولى ، او همين كه خبر ورود كوروش را به كيليكيّه شنيد ، از فينيقيّه حركت كرده نزد شاه رفت . قوّهء او را سيصدهزار نفر تخمين كردند . بعد كوروش از دربند سوريّه گذشته به شهر مىرياندر « 3 » نام فينيقى رسيد و در اينجا هفت روز بماند . در اين محلّ كسنياس آركادى « 4 » و پاسيون مگارى « 5 » اشياء و اسباب قيمتى خود را برداشته و بكشتى نشسته فرار كردند . كوروش نخواست آنها را تعقيب كند ، ليكن سرداران يونانى را خواسته چنين گفت : « كسنياس و پاسيون ما را رها كرده رفتند ، ولى بايد بدانند ، كه بىاطّلاع من فرار نكردهاند ، زيرا من ميدانم كجا ميروند و براى من سهل است ، كه با ترىرمها ( كشتىهاى جنگى ) كشتىهاى آنها را تعقيب كنم ، امّا خدا
هامش
( 1 ) -Karsns .( 2 ) -Pyles Amanique .( 3 ) -Myriandre .( 4 ) -Xenias d'Arcadie .( 5 ) -Pasion de Megare .