( 44 ) - تختجمشيد ، قراولان ( فلاندن و كست ، ايران قديم ، گراور 101 )
بكشف كنگاش بغتان و تارس بود . شاه پرسيد ، كه چه پاداشى به مردخا در ازاى اين خدمت دادم . خدمه گفتند ، پاداشى ندادى . در اينوقت هامان وارد شد . شاه از او پرسيد ، چه بايد كرد دربارهء چنين كسى ، كه شاه ميخواهد سرافرازش كند . هامان ، بتصور اينكه مقصود شاه خود او است ، گفت چنين كس را بايد بفرمائى لباس شاه را بپوشد ، بر اسب شاه سوار شود ، تاج شاهى بر سر گذارد و اوّل مرد دربار در پيش او حركت كرده بمردم بگويد ، چنين كند شاه ، چون بخواهد كسى را سرافراز بدارد . شاه گفت در حال برو و همين چيزهائى كه گفتى ، دربارهء مردخا بكن . هامان چنان كرد و بعد بىاندازه مهموم و مغموم
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 901
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص٩٠١