تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 903

مساهمون:

ص٩٠٣
اين است مضمون حكايت استر و مردخا و ، اگر از شاخ و برگهاى داستانى آن صرف‌نظر كنيم ، اطّلاعاتى كه ميدهد ، همان است ، كه مورّخين يونانى هم داده‌اند : وسعت مملكت از هند تا حبشه موافق تاريخ است . هفت نفر مشاور مخصوص همان كسانند ، كه هرودوت هفت نفر قضات شاهى ناميده . اينها رؤساء هفت خانوادهء درجه اوّل پارس و ماد بودند . در اين حكايت بسالنامه‌ها اشاره شده . كتزياس هم در اين باب ذكرى كرده ، اين سالنامه‌ها را ديفتراى بازيليكاى ، يعنى دفاتر شاهى ناميده و هرودوت ، چنان كه گذشت ، ميگويد در جنگ سالامين دبيران شاه اسامى اشخاصى را ، كه خوب مىجنگيدند ، ثبت ميكردند . در باب بسترى ، كه بر آن نشسته غذا صرف ميكردند ، نيز در سه جاى كتاب هرودوت ، چنان كه گذشت ، ذكرى شده . چابك‌سواران نيز همان‌اند ، كه از منبع يونانى ميدانيم ( نوشته‌هاى هرودوت و كزنفون كه در جاى خود بيايد ) خود اخشورش هم از حيث صفات شبيه همان خشيارشا است كه يونانيها توصيف كرده‌اند ، يعنى شخصى است بزرگ‌منش و بلند نظر ، كه دوازده هزار وزنه نقره را رد مىكند ، چنان كه موافق نوشته‌هاى هرودوت ، تقديمى چندين ميليونى پاثيوس ليدى را رد كرد . از طرف ديگر بوالهوس ، كم عقل و ضعيف‌النفس است ، چه اختيار امور مملكت را به آسانى به اين و آن ميدهد . تجملات دربار و غيره هم همان است ، كه از منبع يونانى معلوم است . در خاتمه بايد گفت ، كه اين ضيافت قبل از عزيمت خشيارشا ، يا اخشورش تورية ، بجنگ يونان بوده و هرودوت هم اشاره به گردآمدن بزرگان مركز و ايالات در شوش كرده ، منتها مورّخ مذكور گويد ، كه براى مشورتى راجع بجنگ يونان اين مجلس بزرگ منعقد شده بود . راجع باسم ملكه ، كه تورية او را وشتئى ناميده ، ظن قوى اين است ، كه اسم مذكور مصحّف وهشتيه است ، كه به زبان كنونى بهشت يا بهترين بايد گفت . از اينجا بايد حدس زد ، كه اين اسم در واقع لقبى بوده . هرودوت اسم ملكه را آمس‌تريس نوشته ، كه ممكن است يونانى شده هماشتر يعنى هماى مملكت باشد . اما تخالفى ، كه بين حكايت مزبور