تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 898

مساهمون:

ص٨٩٨
اخشورش است ، كه از هند تا حبش بر صد و بيست و هفت ولايت سلطنت ميكرد . پادشاه مزبور در سال سوّم سلطنت خويش ، وقتى كه بر كرسى دار السلطنهء شوش نشسته بود ، ضيافتى براى جميع سروران و خادمان خود برپا كرد . تمام بزرگان پارس و ماد از امرا و سروران ولايات در حضور او بودند و شاه در مدت مديد يكصد و هشتاد روز جلال و عظمت دربار خود را نشان ميداد . بعد از انقضاى آن روزها پادشاه ، براى تمام كسانى كه در دارالسلطنهء شوش از خرد و بزرگ بودند ، ضيافت هفت روزه در باغ قصر برپا كرد . پرده‌ها از كتان سفيد و لاجورد با ريسمانهاى سفيد و ارغوان در حلقه‌هاى نقره بر ستونهاى مرمر سفيد آويخته و تخت‌هاى طلا و نقره بر سنگ‌فرشى از سنگ سماق و مرمر سفيد و درّ و مرمر سياه نهاده و ظروف زرّين ، كه بانواع اشكال ساخته شده بود ، از آشاميدنيها مملوّ و شرابهاى ملوكانه برحسب كرم پادشاه فراوان و آشاميدن برحسب قانون معيّن ، تا كسى بر كسى تكلف نكند ، زيرا پادشاه دربارهء همهء بزرگان خانه‌اش چنين امر فرموده بود ، كه هركس موافق ميل خود رفتار كند و وشتئى ملكه نيز ضيافتى براى زنان خانهء خسروى اخشورش برپا كرده بود . در روز هفتم ، چون پادشاه از نوشيدن شراب سرخوش شد ، هفت خواجه سرا يعنى مهومان « 1 » ، بزثا ، حربونا ، بگشا ، ابگشا ، زىبژ و كركس را ، كه در حضور اخشورش خدمت ميكردند ، فرمود ، كه وشتئى ملكه را با تاج ملوكانه بحضور پادشاه آرند ، تا زيبائى او را بمردم و سروران نشان دهد ، زيرا ملكه نيكو منظر بود . امّا وشتئى نخواست بمجلس شاه درآيد . پس پادشاه بسيار خشمناك شد و بهفت نفر سروران پارس ، كه بينندگان روى ملك و صدرنشين و بوقايع زمانهاى گذشته آگاه بودند ، گفت موافق قوانين با وشتئى ، كه از فرمان من سرپيچيده ، چه بايد كرد ؟ آنگاه مموكان « 2 » ، كه يكى از هفت نفر مزبور بود ، عرض كرد ، كه وشتئى
هامش
( 1 ) -Mehouman .( 2 ) -Memoukan .