قضيهء پوزانياس
وقتى كه آتنىها در دريا و در بعض نقاط از سواحل آسياى صغير بهرهمندى يافتند ، اسپارتىها هم خواستند جاهائى داشته باشند و با اين مقصود پوزانياس ، چنان كه بالاتر گفته شد ، به محلى موسوم به بيزانس در كنار داردانل ، كه مستعمرهء يونانى بود ، حمله برد و آن را ، چون مدافعى نداشت ، تسخير كرد . پس از آن بين آتنىها و اسپارتيها گفتگوئى در اين باب پيش آمد و بالاخره اين محلّ در دست اسپارتىها بماند . بعد پوزانياس از اينجا با خشيارشا داخل مذاكره شد ، كه اسپارت و تمام يونان را بتصرّف ايران بدهد ، به شرط اينكه شاه دختر خود را براى او عقد كند . نامهء پوزانياس در نهان بدربار ايران رسيد و ارتهباذ مأمور شد ، كه با پوزانياس در اين باب مذاكره كند .
( اين همان ارتهباذ است ، كه قبل از جنگ پلاته مردونيه را گذاشته به طرف هلّسپونت رفت ) براى اينكه اين امر مخفى بماند ، ارتهباذ را والى فريگيّهء سفلى كردند و كرسى اين ايالت داسكيليون « 1 » بود . والى مزبور قرارهائى با پوزانياس داد ، ولى راجع باينكه شاه دختر خود را به او خواهد داد ، چيزى نگفت . به نظر چنين ميآيد ، كه وعده كرد : هرگاه پوزانياس تعهد خود را انجام كند ، والي تمام يونان خواهد شد .
پس از آن پوزانياس لباس ايرانى پوشيده مستحفظين خود را از ماديها و مصريها قرار داد و عادات پادشاهان مشرق زمين را اتخاذ كرد . در اسپارت او را متهم و ديگرى را بجاى او معين كردند ، ولى متعرّض خود او نشدند ، زيرا لاتىخيد ، پادشاه ديگر اسپارت - از خانواده آلهآد - « 2 » طرفدار ايران شده بود و موافق مقاصد آلهآدها و دربار ايران رفتار ميكرد . پوزانياس باز به بيزانس بطور داوطلب برگشته با ارتهباذ موافقت حاصل كرد ، ولى ، چون در بعض امور بر ضدّ آتنىها رفتار ميكرد ، از آنجا بيرونش كردند و او در كلنتروآد « 3 » برقرار شد و بدسايس خود بر عليه يونانيها مداومت داد . بالاخره دولت اسپارت ، با وجود اينكه با نظر اغماض به كارهاى او مىنگريست ، احضارش كرد و او با پول زيادى ، كه داشت ، در آنجا هم
هامش
( 1 ) -Daskylion ( Dascylion ) .( 2 ) -Aleades .( 3 ) -Colone de troade .