در جنگ سالامين بكفّهء ترازو گذارده بودند ، تمام انسانيت در نتيجهء اين جنگ تا چه اندازه ذىنفع بود » « 1 »
چنين سطورى از قلم نلدكه طبيعى است ، زيرا خود او در مقدمهء كتابش گويد ، كه قضاوتهايش براى مشرق زمينىها و بالخصوص براى پارسيها مساعد نيست ، زيرا مطالعات شرقى بر حبّ او نسبت بيونانيها افزوده ، ولى مسپرو « 2 » عالم فرانسوى ، كه ذكرش در مدخل و در جاهاى ديگر اين تأليف گذشته ، در اين باب عقيدهء ديگر دارد . او گويد : اگر ايرانيها بهرهمند ميشدند ، تمدن يونانى از ميان نميرفت ، زيرا اين تمدن در تحت تسلّط خارجى هم برترى خود را مينمود . اگر آتنىها پارسىها را بربر ميگفتند ، در واقع امر كه آنها بربر بمعنى حقيقى اين لفظ نبودند .
مبحث چهارم - خشيارشا پس از مراجعت از يونان ، حملهء يونانيها به آسياى صغير و قبرس
احوال خشيارشا
در باب احوال اين شاه پس از مراجعت او به آسيا اطلاعات زيادى در دست نيست و هرودوت فقط شمهاى از احوال او و وضع دربارش نوشته ، كه چنين است ( كتاب نهم ، بند 108 - 113 ) :
خشيارشا از زمانيكه از يونان برگشت در سارد اقامت داشت و در اينجا عاشق زن ماسيستس « 2 » « 3 » برادر خود گرديد ، ولى هرچند در مهرورزى خود پافشرد ، زن روى مساعدى نشان نداد و خشيارشا هم بملاحظه برادرش بجبر متوسل نميشد .
بالاخره به نظر خشيارشا چنين رسيد ، كه اگر دختر ماسيستس را از اين زن براى پسر خود داريوش بگيرد ، بزن برادر خود نزديكتر و مورد توجه او واقع خواهد شد . چنين كرد و بعد از عروسى ، كه موافق آداب به عمل آمد ، خشيارشا به شوش
هامش
( 1 ) -Noldeke . Et . His . Sur la Perse Anc . p . 12 .( 2 ) -Maspero . Hist . Anc . des peuples de l'Orient . eh . 14 .( 3 ) -Masistesاين اسم بايد يونانى شدهء مهشت باشد ، كه بمعنى بزرگترين است .