تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 858

مساهمون:

ص٨٥٨
با يونانيان گوش نميدهد ، مصمم شد ، كه چنين كند : چون او سردار قسمت مهمى بود ، كه عدّه‌اش به 40000 نفر ميرسيد ، پس از اينكه جنگ شروع شد ، از آن‌جا كه نميدانست نتيجه جنگ چه خواهد بود ، بسپاهيانى كه در تحت فرمان او بودند ، امر كرد از او پيروى كنند و خودش پيش افتاده چنان وانمود ، كه ميخواهد در جنگ شركت كرده حمله برد ، ولى قدرى ، كه پيش رفت و ديد ، كه پارسيها فرار ميكنند ، شتابان به طرف ولايت فوسىديان « 1 » حركت كرد ، تا زودتر خود را به هلّس‌پونت برساند » . از اين‌جاى كتاب هرودوت صراحتا استنباط مىشود ، كه اين سردار از راه ضدّيت با مردونيه از دخول در جنگ خوددارى كرده و بموقع بجنگ وارد نشده ، تا ببيند كه فتح با كدام طرف است . اگر با پارسيها شد ، حركت كرده در جنگ شركت كند والّا راه فرار را پيش گيرد و ، وقتى كه ديده ، پارسيها از طرف لاسدمونيها سخت در فشارند ، حركت كرده ، به اين عنوان كه بكمك آنها ميرود ، ولى بعد كه قدرى پيش رفته ، راه را كج كرده و به طرف هلّس‌پونت روانه شده و الّا ( اگر ضديت با مردونيه نداشت ) بايستى بموقع داخل جنگ گشته يا لااقل با عدّه 40000 نفرى راه را بر فراريها بسته آنها را بدشت نبرد برگردانيده باشد . منبع يونانى گويد « يونانيهاى ب‌اسى مدّتى مديد با آتنىها جنگ كردند ، ولى ساير يونانيها ، كه هواخواه شاه بودند ، عمدا خود را ترسو نشان دادند . از اهالى تب ، آنهائيكه طرفدار پارسيها بودند ، باحرارت جنگيده بقدرى پافشردند ، كه سيصد نفر از اعاظم و مردان دلير آنها بدست آتنىها كشته شدند ، ولى آنها هم بالاخره فرار كرده به شهر تب پناه بردند . كلية متحدين يونانى پارسيها ، كه جمعيتشان بهزاران نفر ميرسيد ، كار درخشانى نكردند و ، بىاينكه جنگ كنند ، رو بفرار گذاشتند . فرار خارجيها دليل نفوذ پارسيها نسبت به آنها است : اگر آنها قبل از اينكه داخل جنگ شوند ، فرار كردند ، از اين جهت بود ، كه لشكر پارسى سرمشق بدى براى آنها گرديد . نتيجه اين شد ، كه باستثناى سواره نظام و مخصوصا سواره نظام ب‌اسى تمام قشون فرار كرد . سواران
هامش
( 1 ) -Phocidiens .