تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 787

مساهمون:

ص٧٨٧
كشتى آن آسيب يافته ، تو باز سيصد كشتى از آن جدا كرده بفرستى ، كه پلوپونس را دور زنند ، دشمنان تو خواهند توانست با تو جنگ كنند و ، اگر تمام كشتيها باهم باشند نميتوانند بر ما غلبه يابند . گذشته از اين نكته ، اگر بحريه با قواى برّى حركت كند ، اين به آن و آن به اين كمك خواهند كرد و ، اگر جدائى بين آنها اندازى ، نه تو مىتوانى ببحريه كمك كنى و نه آن به درد تو خواهد خورد . عقيدهء من چنين است . اگر مىخواهى راه صحيح روى ، در فكر اين مباش ، كه وضع دشمن چيست ، چه عده دارد و چه مىخواهد بكند . آنها بهتر مىدانند ، كه چه كنند . ما هم بايد در فكر كار خود باشيم . هرگاه لاسدمونيها با پارسيها داخل جنگ شوند ، شكستى را ، كه خورده‌اند تلافى نخواهند كرد » . خشيارشا بسخنان هخامنش چنين جواب داد : « هخامنش ، به نظر من عقيدهء تو صحيح است و من چنان كنم ، كه تو گفتى ، اگرچه دمارات عقيده‌اى اظهار كرد ، كه به نظر او مفيدترين عقيده بود ، باوجوداين پيشنهاد تو برترى دارد ، ولى من نميتوانم باور كنم ، كه او بدخواه من باشد ، چه از سخنان و رفتار سابق او اين عقيده براى من حاصل نشده . راست است كه انسان ميتواند به ديگرى حسد ورزد و ، اگر عقيده‌اش را بپرسند ، سكوت اختيار كند و آنچه صلاح است نگويد ، مگر اينكه انسانى باتقوى باشد و اين نوع اشخاص نادرند ، ولى مردانى ، كه رشته‌هاى مهمان‌نوازى آنها را با يكديگر مربوط كرده ، خيرخواه‌ترين اشخاص نسبت به يكديگر ميباشند و بهترين صلاح‌انديشى نسبت بهم مىكنند . بنابراين من به تو امر ميكنم ، كه من‌بعد ، از بدگوئى نسبت به دمارات احتراز كنى ، زيرا رشته‌هاى ميهمان‌نوازى او را با من الفت داده » . بعد مورّخ مذكور گويد : « خشيارشا اين بگفت و روانه شد ، كه در ميان نعشها گردش كند . وقتى كه بنعش لئونيداس رسيد و شنيد ، كه او پادشاه و سردار لاسدمونيها بود ، امر كرد سر او را بريده بچوبى نصب كنند . اين رفتار خشيارشا مىرساند ، كه نسبت به لئونيداس ، زمانيكه او زنده بود ، بسيار خشمگين بوده و الّا مرتكب چنين عمل نكوهيده
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 787 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )