تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 785

مساهمون:

ص٧٨٥
بهرحال پس از آنكه او باسپارت برگشت ، اسپارتيها او را بىشرف و بىحميّت دانستند . بىشرف دانستند ، چه به او كسى از خانهء خود آتش نمىداد و با او حرف نمىزد . بىحميّت دانستند ، زيرا او را آريستودم ترسو ناميدند . چنين بود احوال او ، تا آنكه در جنگ ( پلاته ) اين لكّه را از نام خود شست . شخصى ديگر هم از سيصد نفر از جهت اينكه او را بقاصدى به تسّالى فرستاده بودند زنده ماند . اين شخص پان‌تىتس « 1 » نام داشت و ، چون باسپارت برگشت ، او را بىشرف دانستند و مجبور شد خود را خفه كند . سپاهيان تب تا زمانى ، كه يونانيها حملات پارسيها را دفع مىكردند ، با لئونيداس همراه بودند ، ولى وقتى كه تفوّق با پارسىها شد و يونانىها به تپه برآمدند ، از آنها جدا شده و دستهاى خود را به طرف پارسيها دراز كرده گفتند ، ما مجبور بوديم ، جنگ كنيم و بهترين دليل ما اين است ، كه در ميان يونانيها ما اوّل مردمى بوديم ، كه آب و خاك داديم . تسّالى هائى ، كه در قشون خشيارشا بودند ، تصديق كردند و آنها نجات يافتند ، ولى هرودوت گويد ، كه بعض آنها ، وقتى كه بقشون ايران نزديك مىشدند ، كشته شدند و باكثر آنها داغ شاهى زدند و رئيس آنها لئون‌تياد « 2 » اوّل شخصى بود ، كه داغ برداشت . ( اين گفتهء هرودوت به نظر غريب مىآيد ، زيرا منافع پارسيها اقتضا نميكرده با دشمنى ، كه تسليم مىشود ، چنين رفتار كنند . معلوم نيست ، كه مقصود چه بوده . م . ) . مورّخ مذكور گويد : ( كتاب 7 ، بند 234 ) : « چنين بود جدال ترموپيل . پس از آن خشيارشا دمارات را خواسته ، قبل از اينكه سئوالى بكند ، به او گفت دمارات ، تو مردى درست و راستگوئى . آنچه كه گفتى ، همان شد . حالا به من بگو ، كه عدهء لاسدمونيها چيست و چه عده‌اى از آنها در جنگ ماهرند . آيا تمام آنها بدين‌سان جنگ ميكنند ؟ دمارات جواب داد : شاها ، عدّهء لاسدمونيها زياد است و شهرهاى آنها هم زياد . چيزى كه ميخواهى بدانى ، خواهى دانست . در لاسدمون شهرى است موسوم به اسپارت ، كه هشت هزار نفر سكنه دارد و تمام آنها چنان‌اند ، كه در اين محل جنگ كردند . لاسدمونيهاى
هامش
( 1 ) -Pantites .( 2 ) -Leontiade .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 785 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )