تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 774

مساهمون:

ص٧٧٤
كرده كشتيهاى دشمن را درهم شكند ، چنان كه سابقا در نزديكى آتس سفاين پارسيها را درهم شكست . من نميتوانم بگويم كه آيا حملهء بره بكشتىهاى پارسى ، وقتى كه آنها لنگر انداخته بودند ، بر اثر دعاى آتنىها بود يا از جهت ديگر . ولى آتنىها گويند ، كه بره بكمك آنها در حال و در گذشته شتافت . بدين سبب پس از مراجعت به آتن براى او قربانگاهى در نزديكى رود ايلىسوس « 1 » ساختند . در موقع اين طوفان چهارصد كشتى خراب و عده‌اى زياد از سپاهيان تلف شدند و جواهر بسيار از ميان رفت . اين سانحه براى آمينكل نامى پسر كرتين « 2 » ، كه از زارعين ماگنزى بود ، بسيار مفيد افتاد ، چه بعدها او جام‌هاى زرّين و سيمين زياد در ساحل يافت و نيز جعبه‌هاى زياد پر از پول و چيزهاى ديگر بدست آورده مردى توانگر شد ، ولى اين شخص بدبخت بود ، چه پسرش در حيات او مرد . عدهء كشتيهائى ، كه آذوقهء وافر حمل مىكردند و آسيب يافتند ، نيز زياد بود . رؤساء بحرّيه نگران شدند ، كه مبادا پس از اين سانحه اهالى تسّالى حمله به آنها كنند و ، براى جلوگيرى از چنين پيش‌آمدى از قطعات شكستهء كشتىها حصارى ساختند . طوفان سه روز دوام داشت و در روز چهارم از جهت قربانيهائى ، كه مغ‌ها براى ت‌تيس « 3 » و نه‌رايد « 4 » كردند آرام شد يا به خودى خود خوابيد . جهت قربانيهاى بربرها اين بود ، كه از ينيانها شنيده بودند ، اين ربة النوع را پ‌ل « 5 » از اين صفحه ربود و تمام سواحل سپياس به اين خدا و نه‌رايدها تعلق داشت ( يونانيهاى قديم بخداهاى كوچك دريائى اعتقاد داشتند ، اما خود حكايت افسانهء يونانى و خلاصه‌اش چنين است : زوس رب النوع بزرگ يونانيها به جهتى مقرّر داشته بود ، كه ته‌تيس با وجود اينكه ربة النوع است ، زن يك موجود فانى ، يعنى انسان ، گردد ، ولى پ‌ل پادشاه داستانى يل‌خس او را در اينجا ربود . معلوم است ، كه قربان كردن مغ‌ها از اختراعات يونانيها است ، چه پارسيها معتقد به آلهه يونانى نبودند ، تا براى آنها قربانى كنند . خود هرودوت هم اين نكته را حس كرده ، كه ميگويد « شايد هم باد به خودى خود خوابيد » . م . ) .
هامش
( 1 ) -Ilissus .( 2 ) -Aminocle Fils de Cretine .( 3 ) -Thetis .( 4 ) -Nereides .( 5 ) -Pelee .