ديگر به دريا بريزد . گفتند نه ، زيرا تسّالى را از هر طرف كوههائى احاطه كرده .
خشيارشا پس از شنيدن اين جواب گفت مردم عاقلي هستند تسّاليان ، كه زودتر از همهء يونانيها مطيع شدند ، چه پيشبينى كردهاند ، كه تسخير مملكتشان و حفظ آن خيلى آسان است ، زيرا كافى است ، كه اين رود را برگردانند ، تا تمام مملكت آنها زير آب غرق شود . مقصود خشيارشا از اين حرف خانوادهء آلواس « 1 » بود ، كه زودتر از همه به او تسليم شده بودند و شاه پنداشته بود ، كه آنها بنام تمام مردم اين كار كردهاند . در تسّالى خشيارشا زياد ماند ، چه ثلث قشون او در كوههاى مقدونى مشغول انداختن جنگل بودند ، تا راه لشكر او باز شود و يك دفعه تمام قشون از اين كوه بولايت پرّرب سرازير گردد . در اين اوان سفرائى ، كه براى خواستن آب و خاك به شهرهاى يونان رفته بودند ، برگشتند . بعضى با آب و خاك و برخى با دست خالى . از مردمان يونان آنهائيكه آب و خاك دادند اينها بودند :
تساليان ، دلپىها ، انيان ، پرّبىها ، لكريان ، ماگنتها ، مليان ، آخيان فتيوديت « 2 » ، تبىها « 3 » و به اسيان « 4 » ديگر ، باستثناى تسپيان « 5 » و اهالى پلاته « 6 » .
يونانيهائى ، كه تصميم بر جنگ كرده بودند ، بدين مضمون قراردادى بين خودشان بقيد قسم بستند : « در صورت بهرهمندى متحدين ، مردمانى كه مطيع پارس شدهاند ، بايد ده يك اموال خود را براى خداى دلف بدهند » . به آتن و اسپارت خشيارشا سفرائى نفرستاده بود ، زيرا سفراى داريوش را آتنىها به گودالى موسوم به باراتر « 7 » و اسپارتيها بچاهى انداخته گفته بودند ، در آنجا براى شاه خاك خواهيد يافت و هم آب ( چون در عهد قديم هم سفرا مصونيّت شخصى داشتند و هرودوت حس كرده ، كه آتنىها و اسپارتىها بر خلاف قواعد بينالمللى رفتار كرده بودند ، بعد بطور معترضه چنين گويد . م . ) : « نمىتوانم بگويم ، چه بليّهاى بر آتنىها وارد شد از جهت اينكه با فرستادگان داريوش چنين كردند . راست است كه ، ولايت و شهر آنها معرض
هامش
( 1 ) -Aleuas .( 2 ) -Thessaliens , Dolopes , Aenianes , Perrhaebes , Locriens , Magnetes . Melien . Acheens de la Phtiotide .( 3 ) -Thebains .( 4 ) -Beotiens .( 5 ) -Thespiens .( 6 ) -Plateens .( 7 ) -Barathre .