آتس حركت كرده و از چند شهر گذشته سپاهى و سفاين از اين شهرها گرفت .
بعد به طرف خليجترم رانده بدان درآمد و در كنار رود آكسيوس « 1 » لنگر انداخت .
در اين احوال خشيارشا از آكانت حركت كرده از راه خشكى به ترم رسيد . در اين راه شيرها به شترهائى ، كه آذوقه مىبردند ، حمله كردند ، توضيح آنكه شبها از جاهاى خود بيرون آمده متعرّض كس يا حيوانى نميشدند و فقط بشترها حمله ميكردند . هرودوت گويد ، كه براى او اين مسئله باعث حيرت است ، و حال آنكه شيرها قبل از آن شتر نديده و قوّت آن را نيازموده بودند . بعد مورّخ مذكور گويد ، كه در اين صفحات شير و گاو وحشى زياد است و مأواى شيرها بين رود نستوس و رود آخلواوس مىباشد ، زيرا در جائى از اروپا ، يعنى در مشرق ، از آن طرف نستوس و در مغرب از ماوراء آخلواوس ، اثرى از شيرها نيست .
تسخير ولايات شمالى يونان
بعد از ورود به ترم خشيارشا اردو زد و امتداد اردو از اين شهر و ميگدونى « 2 » تا رود ليدياس « 3 » و هالياكمن « 4 » بود . او از اين شهر كوههاى بلند تسّالى را موسوم به المپ و اسسا « 5 » تماشا كرد .
هرودوت گويد « تسّالى در ابتداء دريائى بود ، چه اين صفحه را از هر طرف كوههائى احاطه كرده . پنج رود از كوهها به اين صفحه جارى است ، ولى بعدها بعقيدهء اهالى اين محل ، خدايان دريا و زمينلرزه شكافى در كوه و تنگى از آن به طرف دريا ايجاد كردند ، چنان كه حالا آب رودها از اين تنگ به دريا ميريزد . اين عقيده بايد صحيح باشد ، زيرا براى من روشن است ، كه تنگ مزبور بر اثر زمينلرزه احداث شده » چون راه قشون خشيارشا از اين معبر باريك بود ، چه به او گفته بودند ، كه اين راه از هر راهى بىخطرتر است ، خواست مصب رودها را تماشا كند و در كشتى صيدائى نشسته بمصب رود پنه « 6 » درآمد و از آن در حيرت شد . بعد مطلعين را خواسته پرسيد ، كه آيا ممكن نيست اين رود را برگردانند ، تا از راه
هامش
( 1 ) -Axius .( 2 ) -Migdonie .( 3 ) -Lydias .( 4 ) -Haliacmon .( 5 ) -Ossa .( 6 ) -Penee .