داشتند باج ميدادند . بعد خشيارشا از نزديكى ساموتراس گذشت و پس از آن برود ليسوس « 1 » رسيد . آب آن احتياجات قشونى را كفايت نكرد و خشگ شد ( اگر رود بود ، كه اغراق است ) پس از آن از مارونهآ ، ديسه ، آبدر « 2 » و درياچههاى آبدر گذشته و از رود نستوس « 3 » ، كه به دريا ميريزد ، عبور كرده بدرياچهاى رسيد ، كه سى استاد ( پنج كيلومتر - و نيم يا تقريبا يكفرسخ . م . ) . محيط آن و آبش بسيار شور بود ، ولى ماهىهاى فراوان داشت . آب اين درياچه را فقط باسبهاى بنه دادند و درياچه خشگ شد ( معلوم است ، كه اين گفتههاى هرودوت اغراق است ، زيرا اگر محيط درياچه چنان بوده ، كه او گويد ، شعاع آن تقريبا يك كيلومطر ميشده و اگر فرض كنيم ، كه اين درياچه بحدّ وسط يك مطر عمق داشته ، و حال آنكه براى چنين شعاعى اين اندازه خيلى كم است ، تقريبا داراى سه ميليون تن يا ده ميليون خروار آب بوده و از اينقرار ميبايست عدّهء مالهاى بنهء خشيارشا لااقل يكصد ميليون رأس باشد . هرودوت فكر نكرده ، كه اولا يك چنين عدّه مالبنه را از كجا ميتوانستند تهيه كنند و بر فرض محال پس از تهيهء ، چگونه ميتوانستند عليق آن را برسانند . از اين نوع گفتهها ، كه در كتاب هرودوت زياد است ، به خوبى معلوم مىشود ، كه تعصّب ملى مورّخ مذكور و ميل مفرطى ، كه به تجليل يونانيها داشته ، او را از دقت در نوشتههاى خود بازداشته . م . ) شهرى ، كه درياچهء مزبور نزديك آن است ، پيستير نام « 4 » دارد . بعد هرودوت مردمان اين قسمت تراكيّه را شمرده گويد : مردمانى ، كه در كنار دريا سكنى داشتند در كشتيها دنبال لشكر خشيارشا حركت كردند و آنهائيكه در درون قارّه ميزيستند از راه خشكى عازم شدند . فقط يك مردم ، كه موسوم به ساتر بود ، مطيع نگشته آزادى خود را تا زمان ما حفظ كرد . اينها در بالاى كوههائى ، كه از درختهاى گوناگون و برف پوشيده ، مسكن دارند و خيلى شجاعند . غيبگوى ديونيس در اختيار آنها است ، كاهنهء مزبوره در بلندترين جاى كوه اقامت دارد و مردمى موسوم به بسّ « 5 » ها گفتههاى او را تعبير ميكنند .
هامش
( 1 ) -Lissus .( 2 ) -Maronea , Dicee , Abdere .( 3 ) -Nestus .( 4 ) -Pistyre .( 5 ) -Besses .