تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤
جبابره مىناميدند . چنان كه گذشت در زمان داريوش بمستعمرات يونانى در آسياى صغير حكومت ملى اعطا شد . 3 - مقدونيّه كه پادشاه دست‌نشانده داشت . 4 - در فينيقيّه شهرهاى صور و صيدا نيز پادشاهانى داشتند . 5 - در جزيرهء قبرس در هريك از نه شهر آزاد اميرى بود . 6 - در فلسطين تا نحميا اميران محلى و بعد از او كاهنان بلند مرتبه اين صفحه را اداره ميكردند . در بعض شهرهاى آسياى صغير و سوريّه هم‌چنين بود . 7 - سيرن نيز پادشاه يا اميرى از خود داشت . 8 - در سغد پادشاهان دست‌نشانده در زمان اسكندر هنوز وجود داشتند . 9 - در قسمت‌هاى هند نيز چنين پادشاهانى باقى بودند . اين پادشاهان و امراء در امور داخلى مملكتشان استقلال داشتند و امور مدنى ، قضائى ، اقتصادى و اجتماعى موافق قوانين و عادات و سنن ملى هريك از صفحات مذكوره قطع و فصل ميشد ، ولى پادشاهان و امراء مذكوره در تحت نظارت ولات يا شهربانهائى ( خشثرپوان ) بودند ، كه از مركز معيّن ميشدند ، دستورهاى آنان را راجع بامنيت عمومى و حفظ راهها و سياست داخلي و خارجى كل مملكت مجرى ميداشتند ، ماليات يا باج خود را ميپرداختند و در موقع مقتضى بتقاضاى والى سپاهى به جاهاى لازم ميفرستادند . در موقع حدوث اختلاف بين دو يا چند قسمت پادشاه يا اميرنشين والى دخالت ميكرد و گاهى براى رفع اختلاف مجلسى از پادشاهان يا امراء و جبابره تشكيل ميشد ( چنان كه ارتافرن والى ليديّه كرد ) ولى قوانين ، عادات و اخلاق ملى هريك از اين مردمان محفوظ بود ، مثلا در كارّيه پس از فوت پادشاه زن او بتخت مىنشست نه پسر بزرگتر ( در باب دوّم اين كتاب به اين مطالب مفصلا مراجعه خواهيم كرد ) كليّة ، چنان كه در مدخل اين تأليف گفته شد ، در دولت هخامنشى و بخصوص در زمان داريوش اوّل نه ملتى نابود گشت و نه تمدّنى از تمدّنهاى قديم از ميان رفت . ملل مشرق قديم راه خودشان را مىپيمودند . جهت ابقاى پادشاهان بعض ملل غالبا از اين‌جا بود ، كه اين ممالك طوعا مطيع ايران گرديده بودند و شاهان هخامنشى براى پاس حقوق اين نوع مردمان و قدردانى
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 694 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )