تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
ديگر بحر الجزائر ، كه سكنهء يونانى داشت ، بالاتر بمناسبت موقع ذكرى شد . بنا بر آنچه تا حال گفته شده در اين زمان از جزاير درياى مذكور اينها مطيع ايران بودند : خيوس ، سامس ، لس‌بس ، لم‌نس ، ايمبروس ، ردس ، تاسس و بعضى ديگر .

مبحث چهارم - تسخير قسمتى از هند

ملتى ، كه به خط جهانگيرى افتاد ، به آسانى از اين راه منحرف نميشود و دولتهاى بزرگ لشكركشى و جنگ را از شرايط حياتى خود ميدانند ، و حال آنكه اين دولت‌ها بالاخره سستى و رخوت يا اضمحلال و انقراض خود را در همين توسعهء روزافزون مىيابند . پارس هم از اين قاعده مستثنى نبود ، چنان كه داريوش ، پس از فراغت از اسكات ايالات ايران و ايجاد اوضاع ثابتى در حدود آن و بعد از قشون كشى به سكائيه ، خواست ممالكى چند در زمان خود بشاهنشاهى وسيع ايران بيفزايد و با اين مقصود بهند لشكر كشيد . ايرانىها از رود سند گذشته قسمتى از هند غربى را بايران ضميمه كردند ( 512 ق . م ) بعد داريوش امر كرد سفائنى ساختند و در تحت فرماندهى يكنفر يونانى موسوم به اسكيلاس « 1 » بدرياى عمان روانه كرد . تسخير پنجاب و سند براى ايران آن روز مهم بود ، زيرا هند از زمانهاى خيلى قديم مملكت پر ثروت و جمعيت بشمار ميرفت و ، چنان كه بيايد ، بعد از تسخير اين دو قطعهء زرخيز ، طلاى زياد همه ساله به ايران وارد ميشد . اهميت استيلاى ايرانىها بر قسمتهائى از هند باندازه‌اى در عهد قديم مهم بوده ، كه هنديها زمان موعظه بودا و اين لشكركشى را دو مبدء براى تعيين تواريخ دانسته‌اند « 2 » . چون در جاى خود ( باب دوّم اين كتاب ) از اهميت تجارت بين مغرب و هند از همين راه ، كه داريوش ايجاد كرد ، ذكرى خواهد شد ، عجالة بمطالب ديگر ميپردازيم . هرودوت در
هامش
( 1 ) -Scylas .ياSkylax( 2 ) - سرپرستى سايكس ، يك تاريخ ايران ، جلد 1 صفحهء 169 ، طبع 1921 .