تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
كرد ، كه ولايت ميرسين « 1 » را به او دهند ، تا در آنجا شهرى بنا كند . ك‌اس خواست ، كه او را جبّار مىتىلن « 2 » كنند . داريوش مسئول هر دو را اجابت كرد و هر دو به جاهائى ، كه انتخاب كرده بودند ، رفتند . در اين اوان قضيه‌اى رخ داد ، كه بر اثر آن داريوش به مگابيز امر كرد پ‌انيان « 3 » را هم مطيع كرده از اروپا به آسيا كوچ دهد . شرح قضيه اين است : دو نفر از مردم پ‌ان موسوم به پيگرس « 4 » و مان‌تىيس « 5 » خواستند جبار اين مردم شوند و با خواهرشان ، كه قامت رسا داشت و زيبا بود ، به سارد آمده منتظر روزى شدند ، كه داريوش در حومهء پايتخت ليديّه بداورى مىنشست ( از اين عبارت هرودوت معلوم مىشود ، كه داريوش در روزهاى معيّن خودش بعرايض مردم رسيدگى ميكرده . م . ) . بعد چنين كردند : خواهر خود را در اين روز آراسته عقب آب فرستادند . اين دختر سبوئى بر سر داشت و جلو ( 17 ) - تخت‌جمشيد ، ستون ( فلاندن و كست ، ايران قديم ، گراور 75
هامش
( 1 ) -Myrcine( شهرى بود در تراكيّه در ناحيهء ادونيان ) . ( 2 ) -Mytilene( شهرى بود در جزيرهء لس‌بس ) . ( 3 ) -Paeoniens .( 4 ) -Pigres .( 5 ) -Mantyes .